كتّانى گويد پيغامبر را « 1 » صلّى اللّه عليه [ و سلّم « 2 » ] بخواب ديدم [ كه ] مرا گفت هركس كه خويشتن را به چيزى بيارايد كه خداوند تعالى از آن ، خلاف آن داند حق او را دشمن گيرد « 3 » .
هم كتّانى گويد پيغامبر صلّى اللّه عليه و سلّم « 4 » بخواب ديدم گفتم چه دعا كنم تا دل من نميرد « 5 » گفت هر روز چهل بار بگوى . يا حىّ يا قيّوم يا لا إله الّا انت .
حسن بن « 6 » على سلام اللّه عليهما عيسى را عليه السّلام « 7 » بخواب ديد [ وى را ] گفت اگر انگشترى كنم نقش نگين وى « 8 » چكنم گفت لا إله الّا اللّه الملك الحقّ المبين كه [ اين « 2 » ] آخر انجيل است .
ابو يزيد گويد حق [ سبحانه و ] تعالى را بخواب ديدم گفتم [ خدايا ] راه چگونه است به تو « 9 » گفت نفس دست بدار « 10 » و بيا .
[ گويند ] احمد خضرويه حق را بخواب ديد [ كه ] گفت يا احمد همه مردمان
هامش
( 1 ) - مب : رسول را .
( 2 ) - مب : ندارد .
( 3 ) - مب : هر كى خويشتن به مردمان نمايد به چيزى كى خداى تعالى از وى بخلاف آن داند كى نه خداوند تعالى وى را علامتى گرداند . اصل : مطابق متن عربى است .
( 4 ) - مب : رسول را عليه السلام .
( 5 ) - مب : دعايى كن تا خداى تعالى دل مرا بنميراند . مطابق متن عربى است .
( 6 ) - اصل ، مب : حسين . مطابق متن عربى نوشته شد .
( 7 ) - مب : رضى اللّه عنه عيسى بن مريم را صلوات اللّه عليه .
( 8 ) - مب : اگر خواهم كى نقش نگين انگشترى كنم . متن عربى : انى اريد ان اتخذ خاتما فما الذى اكتب عليه . من خواهم كه انگشترى سازم بر وى چه نويسم .
( 9 ) - مب : راه به تو چونست .
( 10 ) - مب : خويشتن را بگذار .