و گفتهاند هركه به طهارت « 1 » بخسبد جان وى را دستور باشد « 2 » تا گرد عرش طواف كند و خداى را سجود كند [ و ] خداى عزّ و جلّ « 3 » مىگويد و جعلنا نومكم سباتا .
استاد ابو على گويد كسى پيش پيرى گله كرد از بسيارى خواب « 4 » گفت [ برو « 5 » ] شكر كن بر عافيت [ كه ] بسيار بيمار است اندر آرزوى يك ساعت « 6 » خواب كه تو از آن شكايت « 7 » مىكنى .
و گفتهاند بر ابليس هيچچيز دشوارتر « 8 » از خواب عاصى نيست گويد كى بود كه « 9 » بيدار شود تا [ خداى را ] معصيت كند .
و گفتهاند كه نيكوترين حال عاصى [ را ] آن [ وقت « 5 » ] بود كه بخسبد اگر خيرى نكند بارى شرّى از وى نيايد « 10 » .
از استاد ابو على شنيدم كه گفت شاه كرمانى بىخوابى عادت « 11 » كرده بود وقتى خواب بر وى غلبه كرد « 12 » ، حق [ سبحانه و تعالى ] را بخواب ديد پس
هامش
( 1 ) - مب : بر طهارت .
( 2 ) - مب : دستورى دهند .
( 3 ) - مب : تعالى .
( 4 ) - مب : فرا بعضى از مشايخ از بسيارى خواب گله كرد .
( 5 ) - مب : ندارد .
( 6 ) - مب : يك شبه .
( 7 ) - مب : و تو از وى گله .
( 8 ) - مب : هيچ سختتر و دشوارتر .
( 9 ) - مب : باشد كى .
( 10 ) - مب : كى اگر وقت وى را نبود بارى بر وى نبود . بمتن عربى نزديكتر است .
( 11 ) - مب : خوى .
( 12 ) - مب : يك راه خوابش گرفت .