اين ته بساط حسن و همينطور چكى به چند ؟ * تا نقد جون بيارم و يه هوقپون كنم
بقدرى اصطلاح محلى را با اسلوب ادبى خوب ممزوج كرده است كه مزيدى بر آن متصور نيست .
اما صادق ملا رجب اصفهانى با اينكه مردى متنسك و مقدس و قرآننويس و بقول اصفهانيها اهل هيچ شيلهپيلهاى نبوده است ، بقدرى اشعارش دور از عفت است كه اكثر آنها درخور تمثيل هم نيست . بايد ديوان او را گرفت و باصطلاحات و لهجهء اصفهانى ، بخصوص ميدانكهنهاىها آشنا بود ، تا قدرت اين مرد را در شاعرى سنجيد . از اشعار قابل ذكر او :
براى قوت رقيب پدرسگ بيعار * ميباد كامسرا كيشمشو « 1 » اجاره كونم
درازى شب يلدا و كوچهء جلفا * سرهمش بو كونى نصفى زلفى يار من است
بوس بده و بوس بده و بوس بده * جون طلب و جون طلب و جون طلب
من كه بدين پيرى برات ميميرم * واى باحوال جوون عزب !
ولى در صدر و ذيل اين دو شعر اخير اشعارى هست كه با اينكه بسيار لطيف و بديع است قابل ذكر نيست .
بارى بهترين نگارشات ميرزا اسد اللّه غرا ، اشعارى است كه از قول يكى از اعضاى خانوادهاى از اهل علم شيراز سروده كه مجموعهء آن در هند بطبع رسيده و بوسيلهء بزرگتر سابق آن خانواده تماما جمع و تلف شده است ، بطوريكه امروز بدست آوردن نسخهء آن بسيار دشوار است . بعضى از معمرين شيراز پارهاى از آنها را كه حفظ داشتند ، براى من خواندهاند . الحق بسيار بامزه و شيرين و ظرافتهاى ادبى آن از يخچاليهء آقا محمد على مذهب دستكمى ندارد و چون حاوى اصطلاحات محلى هم هست ، دلنشينتر است .
ميرزا اسد اللّه غرا و ابو هاشم هر دو مرحوم شدهاند و ديگر جنبهء حملهاى اين اشعار به اين خانوادهء اهل علم امروز از بين رفته است . اگر بزرگتر فعلى اين خانوادهء محترم كه خود يكى از اركان علم و ادب شيراز است ، بزرگوارى كند و بتلافى عمل گذشتگان بطبع اين نسخه ، اثر ادبى غرا را زنده و يك بار ديگر عشق خود را بادبيات فارسى ، بخصوص شيرازى ، ظاهر فرمايد ، كار بسيار بسزائى است « 2 » .
يكى ديگر از نويسندگان فكاهى تهران كه اينوقت بدرود زندگى گفته بود ، ميرزا حبيب اللّه نظام است . اين شخص براى استهزاء شايد و نشايد تقويمهاى آندوره ، مجموعهء
هامش
( 1 ) - كاروانسرا كشمش محلى است كه اصفهانيها در آنجا كودورزى ميكنند .
( 2 ) - مرحوم يوسف فرهى كه اين كتاب را خوانده و علاقهء مرا به مجموعهء فكاهى دانسته بود ، يك نسخه از آن را بدست آورده براى من فرستاد . بعد از مطالعهء آن دانستم كه مرحوم حاجى ميرزا يحيى امامجمعهء سابق شيراز حق داشته چاپشدهء آن را جمعآورى كند . زيرا اين مجموعه بقدرى در بىعفتى قلمى اغراق دارد كه نكات بديع ادبى آن را بىارزش كرده است . بنابراين من پيشنهاد خود را كه خدمت جناب آقاى محمد على امامجمعهء حاضر كردهام پس ميگيرم .