تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
و قهوه‌خانهء مقبره‌ها به راه است و در هريك از آنها عده‌اى از اعيان نشسته‌اند . آنها هم كه كالسكه ندارند با ترن از رفتن به اين زيارتگاه يا تظاهرگاه مضايقه نمىكنند . اگر اتفاق بيفتد كه حضرت اشرف صدراعظم هم به اين زيارت رفته باشد و چشم آقايانرا بجمال خود روشن كند و جواب تعظيم و كرنش آنها را برسم خود با تبسم و حركت سر و چشم و اگر در كالسكه و در راه باشد با بردن دست به سمت كلاه بدهد ، نور على نور است . لباس راسته و بلند منحصر بتجار و روحانيون و بعضى پيرهاى قديمى است كه تغيير لباس را مخالف حيثيت خود ميدانند . سردارى و جليقه و شلوار لباس عمومى است . بالاپوش براى روحانيون منحصر بعبا و سايرين از عبا و لباده بنوبت استفاده ميكنند . جبه بالمره منسوخ است و پارچهء لباده‌ها هم بيشتر از فاسونىهاى اروپائى شده و شال و برك خيلى كم به كار ميرود . اسلوب بنائيها هم عوش شده است ، هركس ساختمان تازه‌اى بكند ، سرسرائى در آن بنا مينمايد ، بنائيهاى جديد همه دو طبقه و در طبقهء زيرين گل‌خانه و در طبقهء دوم ، تالار عريض و طويل و سفره‌خانه ، متناسب با تالار ، از لوازم است . آنها كه نميتوانند از خانهء خود صرف‌نظر كنند و در اراضى بياض خانه‌اى به اين كيفيت تدارك نمايند ، در همان خانه‌هاى قديمى با كندوكوب لامحاله راه‌رو وسط و دو اطاق بزرگ كه يكى تالار و ديگرى سفره‌خانه باشد ، دست‌وپا ميكنند و اگر به اين اندازه هم توانائى نداشته باشند ، شاه‌نشين و دو راهرو طرفين بناهاى سه‌قسمتى قديم را بايوان تبديل و سقف اطاقها را قاب‌بندى چوبى مينمايند گچ‌برى بخارى و گلوئى دور سقف خيلى مرسوم است . در داخلهء اطاقها هم طاقچه و رفها را ميگيرند و ديوار اطاق را يك‌سره از كاغذهاى منقش كه از فرنگ ميآورند ميپوشانند . داشتن يك اطاق كرسى در بيرونى از لوازم است و هركس بتواند بتقليد صدراعظم باغ بيرون شهرى كه محل طفره‌گاه باشد براى خود تهيه مىكند تا در آنجا بدون تفتيش خانواده به كارهاى خود مشغول باشد . قوت خريد پول نصف شده و مخارج تجملى دو برابر گشته است . بنابراين يكقران به قدر پنجشاهى ده سال قبل كارگشائى نميكند و مردم همه در زحمتند . باوجوداين از راه رقابت يا حفظ آبرو و حيثيت همه بالادست همديگر بلند ميشوند . طلا و نقرهء اندوختهء خانواده و حتى املاك را هم در راه اين تظاهر زندگى ، از كف ميدهند .

لباس زنها

لباس زنهاى ايرانى تا قبل از مسافرت‌هاى ناصر الدينشاه بفرنگ ، عبارت بود از پيراهنى كوتاه و ارخالقى از آن كوتاهتر كه براى پوشاندن بالاى تنه به كار ميرفت و زيرجامه‌اى كه تا پشت قدمها را ميپوشاند . در زمستان كلجه‌اى هم براى حفظ از سرما بر آن اضافه ميشد . سرپوش زنها هم چارقدى بود كه سر و موهاى بافتهء بلند آنها را ميپوشاند . وقتىكه ميخواستند از خانه بيرون بروند ، چاقچورى كه زيرجامه در آن بگنجد ، برپا و چادر سياهى بر سر و روبندى از پارچهء سفيد با قلابهء جواهر كه از پشت كلهء آنها ميدرخشيد ، به صورت ميزدند . نقاب موئى