او را بحكومت ديگر بفرستد . از طرف ديگر برادر شاه هم زندگى و مخارج داشت و فقط با سالى سه چهار هزار تومان مواجب امرش نميگذشت . اگر شخص امين باقدرتى را پيدا ميكردند كه للهء اين مرد گنده شود و بحكومت يكى از ايالاتش ميفرستادند كه هم مال دولت حفظ ميشد و هم اين شاهزاده آبى بپوستش ميافتاد « 1 » و از ناكى بيرون ميآمد ، كارى بهم بسته بودند . البته بايد بشاهزاده هم فهماند كه حكومت تو مشروط بوزارت اين شخص است تا خيلى توى خشت « 2 » هاندود و مثل بچهء آدم رفتار كند و بالاختصاص بوزير هم بايد حالى كرد كه اختيار وصول و ايصال ماليات با تو است . براى اين منظور ، روزيكه براى شرفيابى بازماندگان ميرزا محمود وزير تعيين گشته بود ، مستشار الملك را هم در ضمن بازماندگان متوفى بحضور طلبيده بودند . شاه خيلى از او و پدرش تحسين و او را براى پيشكارى فارس يا للگى شاهزاده پنجاه شصت ساله تعيين كرد .
از اصل ماليات اطمينان حاصل گشت ولى عمدهء مشكلى كار در راه انداختن دويست هزار تومان تفاوت عمل است كه بايد شاهزاده بعنوان پيشكشى ايالت فارس نقدا بپردازد .
براى حل اين مشكل هم صرافانى بودند كه طرف دادوستد خزانه بوده و با دادن ربح صدى هيجده و شايد صدى بيست و چهار ، ممكن بود كارگشائى كنند . شاهزاده باعتبار حكومت فارس اين معامله را هم بهم بست و بيجك عند المطالبهء صراف را تسليم خزانه نمود و با حاشيه و دم و دنبالهاى مانند تفنگدارباشى و فراشباشى و شاطرباشى و نظائر آنها به سفر ايالت خود رفت . مستشار الملك هم با يكى دو روز فاصله بشيراز رهسپار گشت .
ميرزا شفيع خان مستشار الملك
ميدانيم اين پسرعموى ما بعد از پدرش ميرزا حسن خان پيشكار ماليهء آذربايجان شد . مدتى در آنجا بود و وقتىكه حسنعليخان گروسى امير نظام صاحباختيار آذربايجان گرديد ، مناعت طبع ميرزا شفيع خان كه ميخواست با امير نظام بطور هم روال رفتار كند ، با اين اديب خوشخط فرنگديده و همكاسهء ناپلئون سوم كه باوجوداين از نانوا بتنور انداختن و مثله كردن كردهاى مكرى كوتاه نمىآمد سازگار نشد . ميرزا شفيع خان را بمركز احضار كردند و بعد از يكى دو سال با ميرزا عبد الوهاب خان آصف الدوله ( بدر ) به سمت وزارت با لقب مستشار الملكى بخراسان رفت و پس از سه چهار سالى با او مراجعت كرد . كاردانى و صحت عمل او باوجود پيشكارى امير نظام ، مجددا او را با سمت سابق بآذربايجان طلبيد و تا 1307 در آنجا بود . در مراجعت از اين سفر تا اينوقت بيكار و جزء وزراى دار الشوراى دولتى بود و با اين عنوان روز ميگذراند .
مستشار الملك نمايندهء تيپ پيشكاران ماليه و وزراى ايالات دورهء سابق و مردى منيع - الطبع ، ابى الضيم ، خمنشو ، جدى ، پشتكاردار ، عاقل ، كاردان و مردمدار ، بصير و حق و حساب دان بود . در تمام وزارتهائيكه كرده بود ، هيچوقت باقى نياورده بود و در اين اواخر كه
هامش
( 1 ) - آب به پوست كسى افتادن كنايه از بهبودى است كه در اوضاع زندگى او حاصل شود .
( 2 ) - تشريح اين كنايه را بعدها بخوانندهء عزيز وعده ميدهيم .