تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 501

مساهمون:

ص٥٠١
دست ورثهء او است . تا چه‌وقت مقدر شده باشد برأس المال گير ديگرى بيايد ،
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
« 1 » . حشم‌دارها نگاه كنيد و عبرت گيريد باز هم شريطهء حديث سابق را منتهى اين دفعه بنص عربى تكرار كنم ، شايد اثرش بيشتر باشد . اتّقو اللّه و اجملو فى الطّلب

متفرقه

ما هر سال يكى دو بار سرى بعلاقهء ساوجبلاغ مىزنيم ، گاهى كه برادران بزرگتر ما براى همين كار بدهات خود ميروند ، بعلاقهء ما هم سركشى و نظم و نسقى برقرار مينمايند . زنگ ساوجبلاغ تمام شده ، رعيت‌ها جانى گرفته‌اند . سالى شصت خروار ميكاريم و در حدود دويست خروار حاصل بهرهء اربابى برميداريم . ولى وضع علاقهء موروثى ما كه علىآباد و مزارع باشد خوب نيست . اراضى آن آب بالا آوردهء كوير شده است آنجا بيشتر حاجت بسركشى دارد و راهش هم دور است معهذا سعى ميكنيم كه هر چندى يك بار به آنجا هم برويم . خان دائى مرتضى قليخان اكثر باوجود مرض سليكه دارد ، به آنجا ميرود ولى امسال او با مادر و خواهرانم به سفر زيارت مشهد رفته‌اند و ما ناگزيريم مسافرتى به آن حدود بكنيم . آقا ميرزا رضا هم براى سركشى حاجى بلوك و باغك چال‌قاضى بايد سرى بساوه بزند . بنابراين در اوائل ميزان سفرى در پيش داريم . از وقتىكه مادرم به سفر زيارت رفته است ، اندرون ما شبها مردانه است . مادرم دو نفر خدمتكار براى ما گذاشته است و كارهاى خانگى را آنها ميكنند . براى ملا عبد اللطيف هم تختى پهلوى تخت ما زده‌اند ، شبها با ما شام مىخورد و روى تخت خود ميخوابد . من چون از مشق سرخورده‌ام ، زور بدرس آورده‌ام . ملا عبد اللطيف شرح جامى و شرح نظام و حاشيهء ملا عبد اللّه را ، در نحو و صرف و منطق ، براى ما ميگويد . شوق من به خواندن كتابهاى خارج از درس زياد است ، مفاوضات ادبى با ميرزا حسينقلى كماكان ادامه دارد . برادرم آقا ميرزا رضا قبل از مسافرت دومش بكربلا خانه‌اى در سر تخت خريده است و بمرور آن را تعمير مىكند . تماشاى اين بنائيها و پرسشهاى من از بناها دارد كم‌كم عملا مرا در معمارى هم وارد مىكند و حالا ميتوانم يك بنائى را از هر حيث اداره كنم . دو دهه روضهء سابق خانوادهء ما بهشت نه دهه رسيده است . با اينكه در دههء اول صبح و عصر و شب هر سه روضه است ، تمام پنج دههء باقى محرم و صفر اشغال شده است كه برادرم آقا ميرزا جعفر روضه‌خوانى خود را در دههء وسط شعبان مىكند . در ساير خانواده‌ها هم همينطور است . بر اين جمله روضه‌خوانى اعيان ديمى امين السلطانى را هم بيفزائيد تا معلوم شود پهناى كار از چه قرار است . گرفتن عيد خنده باز هم معمول مىباشد ولى قدرى از قوت سابق خود افتاده است .

بلوك گردشى

تمام شدن ماه محرم و صفر سال 1311 با اواخر شهريور مصادف و موقع بلوك گردشى پائيزى بود . ميرزا محمود وزير در حاجىآباد موروثى ، قناتى باسم محمودآباد كنده و قلعهء عليحده‌اى ساخته است .
هامش
( 1 ) - سورة الحشر آيهء 2
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 501 | عبدالله مستوفى