تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
همهء گناهان حتى بيعفتى و سرقت هم هست . اساس اين انحطاط اخلاقى و ايمانى از هفت هشت سال قبل و به دو ورود امين السلطان گذاشته شده و روزبروز تجمل‌دوستى و تظاهر ، حتى در دين و ايمان و روضه و مسجد و محراب و منبر هم در ازدياد بود . خوانندهء عزيز شايد در آينده بوقايعى بربخورد كه براى كلياتى كه در اين چند صفحه متذكر شده‌ام ، شاهد واقع شود و موضوعاتى را كه در اينجا اشاره شده است ، روشنتر كند .

بىاثرى القاء

ميرزا محمود وزير دچار مرض مبرمى شده است كه هرچند روز يك بار تب مىكند . افراطهاى جوانى نتيجهء خود را بار آورده و در شصت و چند سالگى او را عليل كرده است ، هروقت مبتلا به تب مىشود ، يكى دو روز بسترى ميگردد . ناصر الدين شاه از كسالت او باخبر شد و او را احضار و قوت قلب داد . دو نفر طبيب مخصوص دربارى ، ميرزا كاظم ملك الاطباء و دكتر طولوزان ، را مأمور معالجهء او كرد . من عكسى نزد برادرزاده‌هاى خود ديده‌ام كه ميرزا محمود وزير با دو نفر طبيب مذكور در جلو نارنجستان جنب تالار برليان كه ميدانيم كجا بوده و فعلا بچه حال است ، با هم مشغول صحبتند . اين عكس از مظاهر همين تفقد ناصر الدين شاه و شايد در همين روز برداشته شده باشد . ولى تفقدات شاهانه و معالجات اين دو نفر طبيب ، تفاوتى در كار نياورده و ميرزا محمود كاملا ناخوش است .

عزيزكردهء شاه

شاه مليچك خود را همچنان دوست دارد ، اين پسر را همراه خود بفرنگ هم برده و عزيز السلطان هم لقبش داده و داراى منصب اميرتومانى و شمشير مرصع است . حالا شانزده هفده سال دارد و ديگر با اين سن ، با غلام بچه‌هاى خود ، گلولهء برف بسر عابرين خيابان در اندرون نميزند بلكه دربار كوچكى براى خود ترتيب داده و از عملهء طرب دربارى چند نفرى را انتخاب كرده و در گوشه‌اى مشغول تفريح است و حول‌وحوش او مشغول بالاچاقى نسبت بمردمند ، هرچه اراده‌اش اقتضاء كند به عمل مىآورد ، شاه هم از برآوردن هيچيك از تقاضاهاى او خوددارى ندارد ، دانش و بينشى نيندوخته و خودرو بار آمده است و شاه در عالم فكر يكى از دخترهاى خود را براى او نامزد كرده است .

عروسى عزيز السلطان

يك روز شاه صدراعظم را احضار كرد و امر داد يكى از خالصجات تهران را كه عايدى آبرومندى داشته و از املاك واگذارى حاجى ميرزا آقاسى به شخص او باشد ، براى بخشش بعزيز السلطان تعيين كند . امين السلطان كه در زمان پدرش بمناسبت عمل در خالصجات ، املاك ورامين را خوب ميشناخت ، باغ خاص را كه هزار تومان و هزار خروار جمع خالصگى داشت ، براى اين بخشش شاهانه تعيين كرد . شاه اين ده را كه شرعا ملك خودش بشمار ميآمد ، با پنج تومان و پنج خروار ماليات اربابى ، بعزيزكردهء خود بخشيد و يكى از دخترهاى خود را به عقد او درآورد . براى منزل اين عروس و داماد هم عمارت اندرونى بهارستان را تعيين كرد . بهارستان
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 498 | عبدالله مستوفى