ميكرد ، يكى از دستكاريهاى داخليرا محكوم بفنا مينمود در صورتى كه قوت خريد پول كشور روزبروز كمتر ميشد . فرانك يكى ده شاهى سابق در 1306 بهفتصد دينار و در هزار و سيصد و ده بيكقران رسيده بود . پولهاى طلائيكه در دستوپاى مردم بود ، در مقابل اثاثيه و لوازم زندگى كه اكثر آن از اروپا بايران ميآمد ، سهل است در مقابل نقرهايكه براى ضرب سكهء رائج كشور لازم بود ، ببانكهاى خارجه منتقل شد و پول نقره ، پول رسمى ايران گرديد . بطوريكه پول طلا جز در اعياد و عقدكنانها هيچ در دستوپاى مردم ديده نمىشد .
اگرچه مؤسس و مشوق اين طرز زندگى در ميان رجال و اعيان و بالنتيجه در تمام كشور ، امين السلطان بود و بخصوص در مراجعتش از فرنگ بيشتر از همهكس بترويج آن ميپرداخت ، ولى نميتوان گفت كه اگر ديگرى بجاى او بود ، اين اوضاع پيش نميآمد .
زيرا ايران تا راههاى اروپا بسرحداتش نزديك نشده بود ، در حقيقت مثل يك كشوريكه دورهء آن ديوارى كشيده باشند بود ، نه او با ساير ملل كارى داشت و نه آنها خيلى بسراغش مىآمدند .
دائر شدن راه روسيه تا سرحد و نزديكى اين سرحد بپايتخت ، طبعا روسها را بفكر پيدا كردن بازار براى متاع كارخانههاى خود ميانداخت و انگليسها هم با رقابتى كه با روسها داشتند ، از سمت جنوب و راه دريا ، بفكر ترويج تجارت خود در ايران افتاده بودند و ممكن نبود ايرانيها در قباها و جبههاى دراز خود باقى بمانند . ولى اگر صدر - اعظمى بافكرتر از امين السلطان بر سر كار بود ، به سهولت ميتوانست در هر رشته كه اقبال مردم به آن زياد ميشد ، وسائل تدارك آن را هم در داخله تهيه كند تا لامحاله طلاهائيكه براى خريد كالاهاى آنرشته بخارجه ميرفت ، براى خريد كارخانههائى مانند پارچهبافى و قندريزى و از اين قبيل به مصرف برسد كه آتيهء كشور را تأمين كند . تمول و كارگرى مردم ايران در آن روزها خيلى بيش از عهد پهلوى و با تشويق جزئى ممكن بود سرمايههاى كلى در اين راه به كار بيفتد ، ولى كجا ؟ امين السلطان يا در پارك خود مشغول تفريح و جفتو جلا با خارجه يا با منشىهاى خود مشغول تخريب اساس سابق داخله بود ، بدون اينكه فكرى براى آيندهء كشور بكند .
حاجت بذكر نيست كه اين طرز زندگانى با تجارت « چى » هاى تبريزى اداره نميشد و مسيوهاى اروپائى يا لامحاله مسيو بدليهاى ارمنى لازم داشت . راه انزلى بتهران لامحاله بايد شوسه شود كه رساندن متاع روسيه را بپايتخت آسان كند .
از مدتى پيش روسها هم توانسته بودند امتياز تعليم و مشق دادن يك بريگاد داراى سواره و پياده و توپخانه را به طرز قزاق روس براى خود از ناصر الدين شاه بگيرند . هميشه يك سرهنگ و عدهاى خردهافسر روس بعنوان مشاق ولى در واقع فرمانده در تهران و موى دماغ بودند . ساير ملل اروپا هم گذشته از انگليس و روس كه از مدتى پيش در تهران سفارتخانه داشتند ، سفارتخانههائى در تهران راه انداخته بودند و هريك راجع بترويج
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 495
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٤٩٥