تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
بروجردى و ابريشمينه‌هاى يزدى و كاشى و خراسانى و الجه‌هاى يزدى و تركمنى و آقرى كرمانى و تركمنى و عباهاى اصفهانى و يزدى و بوشهرى و كرمانى و بالاخره كتان و شير - پنير مازندرانى و در زمستان پشمينه‌هاى كرمانى و خراسانى و گيلانى و مازندرانى و استرابادى و تبريزى و خمسه‌اى بود . هر محلى دستكاريهاى خود را داشت و اكثر دهات كرباس‌بافى داشتند . چراغ آنها از روغن كرچك و چراغ‌دان آنها از گل پختهء لعاب‌زده و فتيلهء چراغشان مقدارى پنبه بود كه با دست خوب تاب داده بودند . كشمش و انجير و توت و برگه و قيسى خشك هم تنقلشان بود . هنوز چاى خوردن در خانهء اعيان رواج نداشت تا چه‌رسد بدهاتيها . ظرفها مسى و فرشها نمد و گليم و قالى بود و اجمالا از خوردنى و پوشيدنى و گستردنى و همه‌چيز بوفور و براى تمام طبقات از فراورده‌هاى خود كشور داشتند . پاره‌اى اشياء تجملى مانند خز و سنجاب و شال كشميرى و بلور و چينى و خرازى از خارج ميآوردند كه تجارت آنها هم با تاجرهاى شهرهاى سرحدى بود . اسامى خانوادگى امروزى تبريزيها كه باسم يكى از ولايات شروع و بكلمهء « چى » ختم مىشود نشانهء همان تجارتهاست كه اجداد اين آقايان مثلا متاع باب آنولايت را از خارجه وارد و به آن ولايت ميفرستاده‌اند . اين دادوستدها اكثر در بازار مكاره نيژنى نووگرد « 1 » ( گركى امروز ) واقع ميشده است كه در فصل معينى از سال امتعهء داخله را به اين بازار ميبردند و معامله هم نقدبنقد يا با مبادلهء جنس‌بجنس صورت ميگرفته است . همچنين در حدود خراسان كمتر و در فارس و خوزستان و كرمان ، بمناسبت تجارت شكر و شال كشميرى و ادويه خوراكى ، قدرى بيشتر از اين قبيل تجار بوده‌اند كه مثل تبريزيها مشغول تجارت اشياء تجملى با خارجه بوده و بهندوستان هم گاهى مسافرتى ميكرده‌اند . همين كه روسها هم بتقليد اروپائىها كارخانه‌هاى ماشينى راه انداخته و راه‌آهن آنها تا سرحد ايران رسيد ، كشور ما هم براى فراورده‌هاى كارخانه‌اى آنها بازار جديدى شد . از طرف ديگر مسافرتهاى شاه بفرنگ سطح سليقهء درباريها و بالنتيجه رجال مملكت را بالا برد . اين سليقه‌ها طبعا بطبقات پائين‌تر هم سرايت كرده و تغيير لباس‌ها كه از زمان ميرزا حسين خان سپهسالار شروع شده بود ، در اينوقت عموميت پيدا نمود . برك و قدك و قلمكار و آنچه كه به درد جبه و قباوار خالق راسته مىخورد ، براى جليقه و شلوار و سردارى مناسب نبود و ماهوت و فاسونى فرنگ جاى آن را گرفت . چراغ روغن كرچك دهات مبدل بلامپهاى نفطى و در خانه‌هاى اعيان شمعهاى پيهى مبدل بشمعهاى گچى يا لامپ نفطى شد . اثاثيهء زندگى در همه‌چيز تغيير كرد و كم‌كم راه و پاى صندلى و ميز بخانه‌ها بازگرديد . كناره‌هاى نمد و ميانفرشهاى قالى مبدل بفرش‌قالى يكپارچه شد و درشكه و كالسكه جاى اسبهاى سواريرا گرفت . حتى اسبهاى كالسكه هم روسى شدند . معلوم است هريك از اين سليقه‌ها كه باب تازه‌اى براى شيوع تجارت خارجى باز
هامش
( 1 ) -Nijni - novgorode ( Gorki )