تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 486

مساهمون:

ص٤٨٦
تحصيلش از آقازادگى بدور بوده ، بيشتر از من زحمت كشيده ، از حيث خط و ربط در سياق مبرز و از حيث ادبيت و عربيت تا حدى از من جلوتر بود . كوچكترين فائده‌اى كه من از نديمى او ميبردم ، اطلاع بر نقص تعليمات خودم بود كه درصدد رفع و از جهل مركب خود بيرون ميامدم . ميرزا زيردست سعيد العلماء بار آمده بود ، شعر خوب ميفهميد و گاهى شعرى هم ميگفت . در اعمال مذهبى هم مثل من متنسك و جوان پرهيزكارى بار آمده بود . من بيشتر با او انس داشتم ، اكثر دوبدو مىنشستيم و كتابهاى ادبى و شعرى را پيش كشيده ميخوانديم و نكات بديعى و بيانى آن را تشريح ميكرديم و از اين حيث طرفين از هم استفاده ميبرديم .

صدارت امين السلطان

در زمستان اين سال ( 1310 ) امين السلطان بعد از هشت سال مشق و تمرين ، بالاخره اسم را بامسمى توام كرد و صدراعظم شد . اگرچه در سه چهار سال اخير و بعد از مردن حاجى ميرزا نصر اللّه مستوفى كسى كه از مداخلهء او در ماليه جلوگيرى كامل كند نبود ، ولى همان وجود ميرزا هدايت وزير دفتر و سن و سابقهء او براى احكام ناسخ و منسوخ و محو و اثبات‌هاى بى مورد و بخشش‌هاى بيقاعدهء وزير اعظم تا حدى رادع و از خرابكاريهاى امين السلطان جلوگيرى مىكرد . فوت ميرزا هدايت وزير دفتر و نصب ميرزا حسين پسر او بوزارت دفتر كه از حيث مقام از سايرين عقب‌تر و اخلاقا هم مردى صحيح‌العمل ولى بسيار ضعيف النفس بود و خود را حقا برآوردهء امين السلطان و اطاعت اوامر او را بر خود لازم ميدانست ، كار مداخلهء امين - السلطان در ماليه يا بهتر بگويم خرابى ماليه را كه از سه چهار سال قبل شروع شده بود تكميل كرد . قواعد و اصول مسلم ماليه كه از زمان قديم همواره طرف رعايت بود و بواسطهء همان اصول و قواعد ، ماليهء كشور از حيف‌وميل مصون ميماند ، دستخوش احكام خلاف قاعدهء امين - السلطان گرديد . مستوفيهاى نسبة بااستخوانتر چون ميخواستند زير بار ميرزا حسين وزير دفتر نروند ، بنفع پسرهاى خود از كار كناره كردند . كار به جائى رسيد كه ميرزا فضل اللّه خان منشى امين السلطان هم كه تازه بجاى ميرزا محمود قره ، مستوفى خراسان شده و سبب تعجب همه بود ، بنفع ميرزا كريمخان پسر خود كه بنان الدوله لقب داشت از كار كناره كرد . امين السلطان مخصوصا اين كناره‌جوئيها را تشويق ميكرد تا هم برآوردهء او يعنى ميرزا محمد حسين وزير دفتر در كارش مستقل‌تر شود و هم خود را از اعتراض اشخاصى كه اصول و قواعد سابق را داشتند و غروغر بىنتيجه ميكردند ، خلاص كرده باشد . يكى از اصول مسلم و قواعد تخلف‌ناپذير ماليه اين بود كه برقرارى يا اضافه‌مواجب بايد از محل بىضرر باشد . محل بىضرر يا ثلث متوفيات بود ، يا ماليات دهات تازه‌آباد . در اين سه چهار سال اخير ، اضافه كردن بر جمع بلوكات يك ولايت يا يك ايالت ، باسم تفاوت عمل ، هم جزو محل بيضرر قلم رفته ، از اين محل بيضرر ( ؟ ) به اشخاص غيرمستحق اضافه‌مواجب داده ميشد كه در حقيقت اخذ به غير حق و اعطاى بغيرمستحق بود .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 486 | عبدالله مستوفى