تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
البته خانوادهء ما دوستانى داشت كه هم صلاحيت اين كار را داشتند و هم از دل و جان براى اين مخارج و زحمت حاضر بودند ولى عدهء خانواده زياد و زحمت دادن بدوستان سزاوار نبود . برادرم ميرزا محمود وزير با اينكه خود صاحب‌عزا بود ، اين كار را عهده كرد ، براى هريك از افراد خانواده از زن و مرد قواره‌هاى پارچهء نابريده كه از حيث رنگ و قماش مناسب با سن و وضعيت آنها بود فرستاد و پسرهاى خود را مأمور كرد كه هر يك هم‌سن‌هاى خود را حمام ببرند و تشريفات حنابندان به عمل آيد . آنها هم هريك قسمت خود را بحمام بردند و مقرر شد نهار آن روز را در منزل مستشار الملك كه يكى دو ماهى بود از پيشكارى ماليهء آذربايجان مراجعت كرده بود ، بروند تا او هم شركت خود را در اين تشريفات به عمل آورده باشد . ريشهائيكه بواسطهء محرومى رنگ و حنا قوس و قزحى شده بود ، يك‌رنگ شد و زندگى به حال عادى درآمد فقط مادرم حقا تا يكسال لباس ماتم دربرداشت و در سر سال اين تشريفات را براى او هم بجا آوردند .

تقسيم ميراث

بعد از اين مقدمات ، صحبت تقسيم متروكات بميان آمد . همهء ورثه حاضر بودند كه باغچه و خانه‌اى را كه پدرم براى ما ساخته بود ، در سهم ارث ما قرار دهند ولى نازك‌كارى بيرونى تازه دو هزار تومانى خرج داشت . مادرم همان خانه‌هائيكه در آن نشسته بوديم براى ما مناسبتر دانست . سه ماههء بهار بمذاكرهء تناسب سهام با اعيان موجوده گذشت ، اوائل تابستان تقسيم‌نامه تنظيم شد و بامضاى حاجى ميرزا حسن آشتيانى رسيده ردوبدل گرديد و هركس سر قسمت خود رفت . براى نوكرها هم تقسيمى قائل شدند ، چهار نفر نوكر كه اصغر و آقا غلامحسين دو نفر آنها بودند بما تخصيص يافت . برادرم آقا ميرزا رضا از خانه ميراث نبرد ، به او پيشنهاد كرديم كماكان در خانهء ما باشد ، او هم پذيرفت . ده نفرى را هم او نگاهداشت ، مابقى را هم ساير برادرها كه حاجت بيشترى بنوكر پيدا كرده بودند ، نگاهدارى كردند . آشپزخانه مجددا به حالت قبلى برگشت و طويله شد ، پنج سر اسب از اسبهاى طويلهء پدرم را برادرم در اين طويله نگاه‌داشت كه دوتاى آن بما دو نفر اختصاص پيدا كرده بود . پدرم رسم داشت قرآن زياد ميداد مينوشتند ، شايد نظرش در اين كار بحديث نبوى بوده است كه ميفرمايد : پنج طائفه‌اند كه بعد از مرگ هم در نامهء عملشان ثواب مينويسند كسى كه مسجدى بنا كند ، كسى كه چاه آبى دائر نمايد ، كسى كه درختى بكارد ، كسى كه قرآنى بنويسد و بالاخره كسى كه اولاد صالحى از خود باقى بگذارد . پدرم قنات زياد دائر كرده و اكثر املاك او خرابه‌هائى بوده كه خريده آب آن را به راه انداخته و درختكارى كرده و مسجد هم در گركان و قم و حتى بشراكت در مسجد حاجى ميرزا عباسقلى در تهران ، زياد ساخته بود . مقصود از اين قرآن‌نويساندن زياد ، مسلما درك ثواب چهارمى بوده است . در هرحال بهريك از ماها دو قرآن خطى عالى بميراث رسيد . ربّ ارحمهما كما ربّيانى صغيرا « 1 » .
هامش
( 1 ) - قسمتى از دعاى سحر ماه رمضان است كه حضرت سجاد عليه السلام به ابو حمزهء ثمالى يكى از صحابهء خود تعليم داده است .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 464 | عبدالله مستوفى