مجلس ختم
اين مجلس را براى اين به ختم موسوم كردهاند كه در آنها مردم لااقل يك قرآن بطور تجزيه ميخوانند و ختم ميكنند « 1 » و مجلس فاتحه هم به آنها ميگويند زيرا هركس وارد مجلس مىشود ، معمولا فاتحهاى ميخواند . در كرمان به اين مجلس « پرسه » يعنى مجلس حالپرس و تفقد از بازماندگان ميگويند و بد اصطلاحى نيست .
در آن دوره رسم بود طاقه شال زمردى در وسط تالار مجلس پهن ميكردند ، سه تا قدح بسيار بزرگ كه قطر دائرهء آنها به نيم ذرع و سه چارك هم ميرسيد در وسط طاقه شال رديف مينمودند ، چهار گلدان بزرگ چهارگوشهء طاقه شال و دو گلدان كوچكتر بين سه قدح ميگذاشتند . سمت بالاى طاقه شال ، جعبههاى محفظهء جزوههاى قرآن بود و در ميان قدحها گلابپاشهاى پر از گلاب ميگذاشتند . فاتحهچىها بواردين گلاب ميدادند ، در تابستانها در اين قدحها يخ ميريختند و گلابپاشها را در آن خنك ميكردند و گلدانها را هم در فصل گل البته خالى نميگذاشتند . هركس وارد ميشد فاتحهچى بصداى بلند « فاتحه » ميگفت و بعد از نشستن ، اول گلاب ميبرد ، بعد اگر مؤمن ميخواست جزوه به او ميداد . همهء مردم قرآنخوان بودند و يك جزوه را حكما ميخواندند . در آن دوره رسم نبود كه جزوه را دست بگيرند و نخوانده ورق بزنند و پس بدهند بلكه براى درك ثواب تا آخر ميخواندند .
فاتحهچيها هم دو سه نفر بودند ، يكى از آنها كه مامور جمع كردن جزوههاى خوانده شده بود ، آنها را در كنارى جمع ميكرد و همين كه جزوهها يكدوره خوانده ميشد ، آنها را دوباره در جعبهها جاى ميداد و در جمع كردن آنچه در دست خواندن بود همين رعايت را منظور ميكرد كه حتى يك جزوه هم نخوانده نماند و ثواب ختم تمام قرآن هم درك شده باشد . مثل امروز نبود كه فاتحهچى چند تا جزوه در دست دارد بهركس بدهد و از هركس بگيرد حسابى در كار نيست و ممكن است يك جزوه ده بار خوانده شود و باقى نخوانده بماند .
مردمدارى ميرزا محمود وزير و زيادى عدهء خانواده و داشتن رفقاى زياد سبب شده بود كه مجلس ختم پدرم با اينكه سه روز برقرار بود همواره پرجمعيت باشد . روزها سى چهل قاب نهار و شبها براى خودمانيها و حاشيه و نوكرهاى زياد مرسوم دوره كه البته صد نفرى ميشدند ، شام با تمام لوازم حاضر بود . گذشته از اين در اين سه روز ديگهاى پلو براى فقرا زياد پخته ميشد و در كوچه به آنها ميدادند . احسان به فقير و اطعام گرسنه از لوازم ختم بود . در ختم زنانه هم كه در خانهء ما برقرار بود ، البته نه به قدر جمعيت ختم مردانه ولى در هرحال عده زياد بود . در ختم زنانه روضهخوانهاى زن كار قاريهاى مردانه را بعلاوه روضهخوانى دائمى عهده ميكردند .
نزديك ظهر روز جمعه ، امين السلطان كه در اينروزها وزير اعظم به او ميگفتند بمجلس
هامش
( 1 ) - در آن زمان اين مجلس سه روز متوالى منعقد ميشد و روز سوم را روز ختم مجلس ميگفتند . بنابراين شايد بتوان گفت كه از راه تسميهء جزء بكل هر سه روز را ختم موسوم كردهاند .