به تب و اسهال خطرناكى شده بود ، دكتر فوريهء فرانسوى « 1 » كه بجاى دكتر طولوزان در همين سفر استخدام و حاضر بود بعد از ترديد اطباى ايرانى مسئوليت را به عهده گرفت و مشغول معالجه شد و خطر را گذراند . شاه به سمت تهران حركت كرد و در غياب شاه ، نايب - السلطنه وزير جنگ و حاكم تهران ، بتماممعنى نايب السلطنه بود زيرا امين السلطان هم به سمت وزير اعظم در اين مسافرت همراه بوده است . شاه ، عزيز السلطان را هم در اين سفر همراه خود برده بود . خلاصه براى تشريفات ورود شاه ، بامر نايب السلطنه در خيابانهاى شهر كه معبر شاه بود ، طاقهاى نصرت بستند و در فواصل ، تختههاى سپرمانند كه روى آن اشعارى در تهنيت ورود شاه نوشته شده بود ، نوك چوبهاى پارچه گرفته نصب كرده ، سردر ادارات دولتى و بانك شرقى را كه بعدها ببانك شاهنشاهى تغيير اسم داد ، با جار و چهلچلراغ و لاله و آينه زينت نموده بودند . نائب السلطنه براى پيشكشى تهنيت ورود چترى كه دستهء آن مرصع و آويزهاى زمرد بدورهء آن آويخته بودند ، حاضر كرده بود . مخارج اين مسافرتهاى شاه مسلما از پولهاى خزانهء اندرون بوده است چنان كه در دفاتر ماليهء آندوره هيچ اثرى از اين مخارج نبود حتى شاه در اين سفر مقدارى الماس نتراشيده هم خريدارى كرده و معروف بود كه الماسها بعد از تراشيكه در ايران به آنها دادهاند ، دو برابر قيمت خريدارى شده ارزش پيدا كرده است . گويا اين همان الماسهائى است كه آنها را دكمهء سردارى خود ميكرده و رنگ آنها نباتى بوده است .
بانك شاهنشاهى ايران
انگليسها در سنوات اخير امتياز تأسيس بانكى كه كارش منحصر به قرض دادن پول به اين و آن باشد ، از دولت ايران باسم بانك شرقى دست و پا كرده بودند . در مسافرت اخير شاه باروپا و انگلستان امتياز نشر اسكناس را هم براى اين بانك از ناصر الدين شاه گرفتند .
البته بانك ناشر اسكناس بايد اسم مجللترى داشته باشد ، بنابراين اسم آن را بانك شاهنشاهى ايران گذاشتند و اسكناسهائيكه نمايندهء يك و دو سه و پنج و ده و بيست و بيست و پنج و پنجاه و صد و پانصد و هزار تومان بود ، با عكس ناصر الدين شاه منتشر نمودند . اين بانك و شعب آن در ايران كار ربودن طلاهاى اين كشور را براى خارجه آسان كرد .
روسها هم براى اينكه از رقيب عقب نمانند ، تقاضاى تأسيس بانكى از دولت ايران نموده و بالاخره موفق هم شدند و بانكى باسم بانك استقراضى رهنى در تهران داير كردند .
امتيازى كه دولت داده بود ، امتياز بانك رهنى بود كه در مقابل اشياء منقول بافراد پول قرض بدهد ولى كمكم اين بانك هم از حدود خود تجاوز كرده بگرو گرفتن ملك و حتى بىگرو پولهائى بين تجار پخش كرد . در آينده باز هم موقع بدستم خواهد آمد كه از عمليات بانك روس چيزهائى بنگارم .
هامش
( 1 ) -Feuvrier