تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
مادر زن جزو هيچ جمعى محسوب نميشد و جز ضعيفه چيز ديگرى نبود . امروز داماد و عروس پسر و دخترى هستند كه بر عدهء پسرها و دخترهاى پدر خانواده افزوده ميشوند و پدران در شدت و رخاء و حزن و فرح عروس و داماد خود ، خويش را ذينفع ميدانند و شركت ميكنند . اين حسن رويه دارد كم‌كم از طبقهء تربيت‌شده بساير طبقات هم انشاء اللّه سرايت مىكند و اگر خدا بخواهد بمادرشوهر و خواهرشوهرها و جارىها هم خواهد رسيد كه اسباب برودت و شايد انفصال بين زن و شوهر را فراهم نكنند . من فقط يك زن را سراغ دارم كه از كين‌توزى و نمامى و عيب‌جوئى مادرشوهر و خواهرشوهر در پناه بوده و آن حوا ، مادربزرگ نوع بشر است . باوجوداين معلوم نيست كه آن خانم بزرگوار هم نسبت بعروس‌هاى خود با اينكه دخترهاى واقعى او بوده‌اند ، حسن سلوك را معمول مىداشته و پسرهاى خود را بر ضد دخترهاى خود تحريك نميكرده است . بارى ، اوائل شعبان سال 1304 قمرى بود كه يك روز ديديم رفت‌وآمد زيادترى در خانه به راه افتاده است . معلوم شد براى سكينه خانم خواهر بزرگتر از ما خواستگارى پيدا شده و آن ميرزا محمود پسر حاجى ميرزا عباسقلى است . عقدكنان در روز نيمهء شعبان در همان حدود مراسم عقدكنان‌هاى عمومى به عمل آمد . در ماه ذيحجه ، در وقتىكه تمام مقدمات عروسى فراهم و بايد همان دو سه روزه عروسى شود ، از گركان خبر فوت ميرزا حسين عمو رسيد و تصور اينكه « نشاندن عقدكرده بخانواده نميآيد » بر قوت خود افزود . ولى خانوادهء داماد كه حتى رقعه‌هاى دعوت عروسى را هم فرستاده بودند ، تأخير را جايز نشمردند . از طرف خانوادهء ما هم حقا نمىبايست مقاومتى بشود منتها عروسى از طرف ما باختصار ورگذار شد و خانوادهء داماد هم كمر كار را از حيث مطرب و موزيك درز گرفتند . خانهء داماد در اوائل كوچه شامبياتىها و نزديك بود ، جهازبران و بردن عروس خيلى سروصدا و هياهو نداشت .

بابا شمل اعيانى تهران

حاجى ميرزا عباسقلى اصلا قزوينى بود ، از كارهاى دولتى قبل از اين تاريخ او خبرى ندارم ، ولى از اينكه پسر اولش ميرزا محمد كه مرحوم شده لشكرنويس بوده و اين شغل بعد از او بپسر دومش ميرزا ابو القاسم ( مشير لشكر آينده ) رسيده بود ، ميشد حدس بزنند كه ميرزا ( لقبى كه نزد همه‌كس به آن معروف بود ) قبل از اينها شايد لشكرنويس بوده است . خانه‌اى در اوائل كوچهء شام‌بياتيها و باغچه‌اى سر كوچهء در بيرونى ما داشت . قطر گردن و شكم گنده و قوارهء چهارشانهء او را هركس ميديد ، ميگفت از اشخاص خوش‌گذران اكول است . بر اين هيكل و قواره ، سرى بزرگ و تراشيده و ريش دو گوشهء نسبة بلند سفيدى كه بيفزائيد ، ميتوانيد خطوط اصلى قيافهء ميرزا را نزد خود مجسم كنيد . ميرزا مردى رك‌وراست و سرنگهدار و پرحوصله و زيرك و فهميده و خوش‌صحبت و بذله‌گو و مهمان‌نواز و بواسطهء همين اخلاق ، منزل او سردم شاهزادگان و اعيان و اجمالا