تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
حيف‌وميل و در برابر اندازه ، افراط و تفريط در كليهء كارهاى شخصى و عمومى رواج گرفته است . براى اصلاح اين وضع بايد سران قوم اقدام كنند كه آنها خودشان گرفتار همين اخلاق بد ، و كورانى هستند كه عصاكش كور ديگر شده‌اند « خفته را خفته كى كند بيدار » . بر جوانان اين كشور است كه دنبال مردمان عاقل صريح اللهجهء درستكار امين باايمان جدى بگردند و هرجا يافتند ، با هر فداكارى و حتى سماجت ، دست از آنها برندارند و زمام امور را بدست آنها بدهند تا مگر اين قافلهء عقب‌مانده را بسرمنزل مقصود برسانند .

لقب

ايرانيان در دوره‌هاى باستانى لقبهاى شغلى مانند سپهبد و سپهدار و سپهسالار و ديواندار و بارسالار و پرده‌دار داشته‌اند . اما القاب توصيفى از دورهء سلطهء عرب در ايران متداول شده و ريشه و اصل آن هم همان لقب‌هاى وصفى است كه عرب رسم داشته در دنبال اسامى محترمين و معروفين ميآورده است . مصطفى و مرتضى و مجتبى و سيد الشهداء و زين العابدين و باقر و صادق و كاظم و رضا و تقى و نقى و زكى و مهدى تماما القاب وصفى است كه بزرگان دين ما داشته‌اند . بعضى هم بوده‌اند كه القاب وصفى آنها مانند اشج و اعرج و اشتر و افطس و اعور از نقصيكه در سر و صورت و اعضاء داشته‌اند حكايت ميكرده است . خلفاى عباسى براى خود هريك لقبى از قبيل الرشيد و المأمون باللّه و المعتصم باللّه تا المستعصم باللّه بهم بسته و به آنها خود را معروف ميكردند . در همين دوره بوده است كه سلسله‌هاى امراء استقلال مانند طاهريان و صفاريان و سامانيان و ديلميان و غزنويان و سلجوقيان و خوارزمشاهيان ، يكى بعد از ديگرى ، در ايران طلوع كرده و ايرانيان بوسيلهء آنها ايران را از سلطهء عرب بيرون آورده‌اند . با اين تفاوت كه خلفا با طاهريان و صفاريان به نظر ياغى مينگريستند و اگر هم روابطى با آنها داشته‌اند ، خصمى و جنگى بوده و اميد داشتند كه آنها را با سركوبى مطيع كنند . همين كه كار بديلميان و غزنويان رسيده و از سركوبى آنها مأيوس شدند و چاره را منحصر بمماشات ديده و در حقيقت سر تسليم پيش مىآورند ، براى اينكه خود را هم از تنگ‌وتا نيندازند ، خويش را بصدور فرمان لقب و فرستادن خلعت خوشدل ميكردند تا در عوض ، امراء استقلال اين دو سلسله از ذكر اسم آنها در خطبه‌ها كوتاه نيامده و لامحاله امير المؤمنينى و خليفة المسلمينى اسمى آنها محفوظ بماند . عز الدوله و مؤيد الدوله و عماد الدوله و عضد الدوله و معز الدوله و مجد الدوله و شرف الدوله و بهاء الدوله و سلطان الدوله القاب ديلميان و سيف الدوله و يمين الدوله لقب سلطان محمود غزنوى به همين منظور بوده است . همين كه نوبت بسلجوقيان رسيد ، خلفا ضعيفتر از آن شده بودند كه كسى حاجتى بلقب آنها داشته باشد . اين است كه اين سلسله و خوارزمشاهيان ، خود از اين القاب برجال و سران لشكر خود داده و براى خويش شاهيرا لقب كرده‌اند .