مواجب دولتى داشتند و بعلاوه از هر براتى پنجهزار يا يك تومان و هر فرمانى يكى دو سه تومان هم از صاحبكار ميگرفتند . بيوتات سلطنتى و اشخاصيكه بوسيلهء براتهاى تحويل وجوهى در سال گرفته بودند ، بايد حساب خود را نسبت بهر سال با اسناد خرج بوسيلهء مستوفى مربوط پس بدهند و مثل حكام مفاصا بگيرند و اسناد خرج آنها با تمام تشريفات نزد مستوفى ضابط سند خرج دولتى ضبط شود .
حاجىزادهء پدر مرده و فراش قرمز پوش
در حمامهاى عمومى آندوره ، در طرفين خزانهء گرم حمام ، دو خلوت ميساختند . اين خلوتها مخصوص اشخاص متعين محل بود و در سر سرحمام هم يكى دو صفه بسوزنيهاى « 1 » آنها اختصاص داشت .
روزهاى جمعه با پدرم حمام ميرفتيم ، براى يك سوزنى و براى ما دو نفر هم يك سوزنى پهلوى آن پهن ميكردند . در خلوت پهلوى
هامش
عزبدفتر اين براتها را كه بمرور صادر و بمرور هم بوسيلهء عزبباشى به او ميرسيد ميگرفت و در منزل خود نگاه ميداشت و هرروز تعدادى از آنها را در كيفش گذاشته دوره ميافتاد . اول در خانهء سررشتهدار ميرفت ، بروات را تحويل او ميكرد و سررشتهدار كه بايد سر صبر كار خود را بكند وعدهء پسفردا به او ميداد ، پسفردا كه ميآمد بروات را ثبتشده و نشانگذاشته ميگرفت و در خانهء سررشتهدار ديگر و سررشتهدار ديگر ميرفت . براى مهر مستوفى هم بايد همينطور عمل كند با اين تفاوت كه مستوفى چون جز مهر كردن كار ديگرى نداشت ، فى المجلس نگاهى به بروات افكنده ثبت خود را كه پشت آنها ميديد ، كيسهء مهر خود را تسليم عزبدفتر ميكرد و او دستهء بروات را مرتب ميكرد و مهر را بين انگشت وسطى و انگشت نر جاى ميداد ، قلمدان خود را باز ميكرد نوك انگشت سبابه را كه آزاد بود از سمت داخل دست مركب آلوده ميكرد و بر روى مهر ميماليد و با زبان محل مهر را تر ميكرد و مهر را پشت برات ميزد و مثل ماشين اين پنج عمل كه عبارت از آلوده كردن نوك انگشت سبابه به مركب و ماليدن به مهر و تر كردن محل مهر و زدن مهر و برگرداندن برات مهر شده باشد ، منظما و پشت سر هم صورت ميگرفت . جلدكارى اين عزب دفتر در اين عمل يكى از كارهاى تماشائى بود كه در ظرف دو سه دقيقه كار مهر كردن پنجاه شصت برات را انجام ميداد و باعجله كيف خود را ميبست و بدر خانهء مستوفى يا سررشتهدار ديگر ميرفت .
عزبدفتر در كوچه و معبر هم بسيار تند راه ميرفت تا بتواند به كارهاى خود برسد . باوجوداين يك برات از روز صدور تا وقتى كه از كار درميامد ، سه چهار ماه وقت لازم داشت . در اين اواخر ناصر الدين شاه بجاى صحهء اصل بروات ، فهرست بروات را كه مثلا حاوى صد الى دويست فقره اسم صاحب برات و نوع و مبلغ اعطائى را شامل بود صحه ميگذاشت ولى مهر كوچك شاه كه نزد مهردار بود ناگزير بايد به برات بخورد و مهردار هم در اين عمل مثل مستوفى با عزبدفتر سروكار داشت . چنان كه در متن اشاره كردهام در مقابل اين شصت امضاء از هر براتى پنجقران بعزبدفتر ميرسيد و سالى صد الى صد و پنجاه تومان حقوق از دولت ميگرفت . امروز شايد كسى نباشد كه هر امضاء آن را با يك تومان تعهد كند . اگر ميخواهيد تفاوت ارزش پول و گرانى زندگى امروز را با شصت سال قبل و كمكارى و پرادعائى كارمندان ادارى را بسنجيد ، پنجقران را با صد و بيست تومان مقايسه فرمائيد تا بدانيد زندگى چه جانكندنى شده است .
( 1 ) - رخت حمام عبارت بود از قاليچهء كردستانى نازك كه ببافت گليم ميبافتند . اين قاليچه غالبا دو ذرع بود و به روى زمين صفه پهن ميشد و روى آن طاقهء پشمى كردستانى كه به آن بقيه در صفحه بعد