21 - زيندارخانه
گاهى كه شاه در شهر براى نمايش بر اسب سوار ميشد ، زين و يراق اسبش مرصع بود . زينهاى سوارى شاه ، اعم از مرصع يا عادى ، زيندارخانهاى داشت كه تحت سرپرستى يكى از رجال دربارى اداره و حفظ ميشد . در زيندارخانه زينهاى با قاب طپانچهء مرصع و يراق طلاى دانهنشان و رشمههاى طلاى مصمّت زياد بود . گذشته از اين زينهاى معمولى اسبهاى حولوحوش شاه هم در اين قسمت تدارك ميشد . بنابراين ، اين كار هم خانهء خاصى داشت و يكى از بيوتات سلطنتى بشمار ميآمد .
22 - كالسكهخانه
اين خانه از عهد سلطنت ناصر الدين شاه كه پاى كالسكه بايران باز و تقريبا عمومى شده بود ، بر بيوتات سلطنتى افزوده گشته است .
باوجود تازگى اين خانه ، چون ناصر الدين شاه مسافرت زياد ميكرد و هميشه عدهاى از زنهاى خود را همراه ميبرد و اين خانمها با خدمتكار و حاشيه به اين مسافرتها ميرفتند ، عدهء كالسكههاى سلطنتى زياد و درخور آن بود كه خانهء خاصى داشته باشد . كالسكهچىباشى شاه رئيس كالسكهخانه و كليهء كالسكهچىها تحت اداره او بودند .
خودش با لباس مخصوص كالسكهء هشت اسبهايرا كه شاه در موارد تشريفات سوار ميشد ، ميراند . معهذا بواسطهء اينكه ادارهء جديدى بود ، تا اندازهاى از توابع ميراخورى بشمار ميآمد .
23 - اصطبل توپخانه
چنان كه از اسمش پيداست ، اين اداره در حقيقت ميرآخورى اسبهائى بود كه براى كشيدن توپخانه و قورخانه تخصيص داشت و نبايد ادارهء خاصى داشته و رئيس آن شاهشناس باشد ، معهذا هميشه يكى از افراد دربارى رئيس اصطبل توپخانه بود و اين اداره دولتى هم كه بايد جزو امارت توپخانه باشد ، تا حدى جزو بيوتات سلطنتى بشمار ميآمد . محمد تقى خان افشار كه ناصر الدين شاه به او افشاربك خطاب ميكرد و پسرش محمد حسين خان كه بلقب سردار امنع هم مفتخر آمده و فعلا مفلوك و واقعا در قيد حيات و يكى از معمرين است ، رئيس اصطبل توپخانه بودند . گاهى ايلخيهاى دوليترا هم چه در حولوحوش تهران و چه در سرحد مغان ، در اداره داشتند و گاهى كه چند عراده توپ ميخواستند به جائى بفرستند ، اسبهاى مردنى و مفلوك اين اصطبل بود و نمود خود را ظاهر ميساختند . ولى اسبسوارى خود خان رئيس آخرى اصطبل توپخانه بهترين اسبها و خودش از شيكترين رجال دورهء كودكى و نيمهجوانهمردى من بود .
24 - شترخانه و قاطرخانه
ناصر الدين شاه گذشته از سفرهاى سه چهار ماهه كه يكى دو سال يك مرتبه در داخلهء مملكت ميكرد ، هر سال يكى دو بار هم در ييلاقات نور و كجور و كلارستاق و تار و مومج گردش ميرفت . گذشته از اينها عشق مفرط اين شاه به شكار در تمام فصول سال مستلزم مسافرتهاى چند شبهاى به اطراف شهر بود . براى او شتر و قاطر از لوازم كار بشمار ميآمد . بهنام عرب