تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
خود را ميتوانستند بگذرانند . گاهى هم اتفاق ميافتاد كه قرقچى جلو شيار رعاياى دهات همسايهء قرق را بعنوان اينكه از اراضى قرق است ، ميگرفت و مالك هم براى اينكه خود را بمخصمه نيندازد ، گندم و كاهى بمؤمن حواله ميداد و خود را از مذاكرهء با ميرشكار خلاص ميكرد . سابق هم ديديم كه شاه در موارد تقسيم رسيدگى به كار بيوتات سلطنتى بين رجال ، كار ميرشكار را خود قبول كرده و او را هم مثل عضد الملك و امين السلطان از مراجعهء به وزراى سه‌گانه معاف داشته بود . ناصر الدين شاه اكثر شكارهائيكه ميزد ، براى رجال و شاهزادگان ميفرستاد . آنها هم البته هريك در مقابل اين اظهار مرحمت باورنده شكار كه اگر مثلا براى شاهزادگان نزديك شاه بود ميرشكار هم ممكن بود حامل آن باشد ، انعامى ميدادند . اتفاق مىافتاد كه شاه تيرى بشكارى ميانداخت و نميخورد و وسيله بدست پاره‌اى از متملقين ميافتاد كه خود را به زحمت بيندازند و از هرجا بود ، شكارى گير آورند و بزنند و بياورند و بگويند شكار زخمى شاه را يافته و سر بريده و آورده‌اند . ولى ناصر الدين شاه باهوشتر از آن بود كه به اين تملقات ، رويهء خود را از دست بدهد و قدر اين قبيل اشخاص را زياد كند و در دل بحماقت آنها ميخنديد .

20 - ميرآخورى

براى شاهيكه مثل ناصر الدينشاه علاقهء زيادى به مسافرت و شكار داشته باشد ، اسب و اصطبل از لوازم ناگزير و هر ناگزير ، طبعا طرف توجه است . ناصر الدين شاه باسبهاى خود زيادتر از اندازهء لزوم علاقه نشان ميداد . اسبهاى نژاده نگاه ميداشت ، ميراخورى اصطبل خاصه هميشه با يكى از اشخاص مبرز دربار بود . محسن ميرزا نويسندهء زبردست كه مراسلات شيرين او از بهترين اخوانيات است و پسرش محمد حسين ميرزاى يمين السلطان ، ميراخورهاى ناصر الدين شاه بوده‌اند . گاهى ماديان‌هاى ايلخى كه در لار و ورامين ميچريدند و نتايج آنها براى كشيدن توپخانه بود ، نيز در ادارهء ميرآخورى بود كه بوسيلهء ايلخىچىها در تابستان بلار و زمستان بورامين ، ييلاق و قشلاق ميكردند . اسبهائيكه ايلخانىهاى قشقائى و بختيارى و تركمن و شاهسون براى شاه پيشكش ميآوردند و همچنين اسبهائى كه شاه خريدارى ميكرد ، همه سپرده بميرآخور بود . شاه براى پسرهاى خود و رجال دربارى گاهى اسبى ميفرستاد . برحسب احترام شخصى كه بايد اسب به او برسد ، يكى از نايبان اصطبل يا خود ميراخور اسبرا ميبردند و البته اين هديهء شاه بىانعام نبايد بماند . گاهى بعضى از پيشخدمتها دستخطى صادر ميكردند كه اسبى به آنها بدهند ، در انتخاب اين اسب مساعدت ميرآخور مداخله داشت و در هرحال شغل ميراخورى يكى از مشاغل مهم دربارى و چون عليق اسبها قابل كم‌وكسر بود ، خيلى خواهان داشت . ناصر الدين شاه زمستانها براى شكار اكثر مسافرت‌هاى چند شبه‌اى بجاجرود ميكرده است . در اين مسافرتها شاهزادگان و رجال هم همراه ميرفته‌اند . هميشه در مواقعيكه
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 415 | عبدالله مستوفى