ميدان تيررس اين اسلحه ، مثل كليهء اسلحههاى سرپر قديم ، چندان دور نبوده و بعد از اختراع اسلحههاى خاندار تهپر دورزن ، طبعا بايد زنبورك و زنبوركخانه از بين برود .
چنان كه زنبوركخانه جنبهء جنگى خود را از دست داد ، ولى از بين نرفت و جزو اثاثهء تجملى دربار شد . در شليكهاى سلامهاى اعياد كه هر دقيقهاى دو سه تير توپ شليك مىكردند ، براى راه انداختن سروصداى زيادتر ، هر پنج شش دقيقه يك بار بيست سى تا از اين زنبوركها هم يك دفعه شليك ميشد . در مسافرتها هم ، سوار شدن شاه از اردو و شكستن پسخانه و ورود شاه بپيشخانه ، بوسيلهء يك تير زنبورك اعلام ميگرديد . در تكيهء دولتى در موارد نمايش تجمل سلطنتى ، عدهاى زنبوركچى با شتر و اسلحهء خود ، دور تكيه ميگشت .
در هرحال اين خانه يكى از بيوتات سلطنتى بشمار مىآمد و زنبوركچىباشى از عليق و نوالهء شترها و كسر عدهء زنبوركچى ، دخل خود را ميبرد .
در دورهء محمد شاه كه هنوز زنبورك جنبهء جنگى خود را از دست نداده بود ، مىخواستند جيره و مواجب زنبوركچيها را بپردازند . با دقتى كه حاجى ميرزا آقاسى در امر اسلحه و قشون داشت ، لازم بود در موقع پرداخت حقوق افراد لشكرنويسى هم براى تفتيش حاضر باشد . زنبوركچيها اكثر همدانى بودند ، از تهران زنبوركچىباشى با لشكرنويس براى پرداخت حقوق افراد بهمدان رفتند ، زنبوركچىباشى پسر زيباى زرنگ باهوشى داشت كه تخته را خوب بازى ميكرد ، گلوى اين لشكرنويس پيش اين جوان گير كرده و خيلى مايل بود با او تختهبازى كند ، ولى پول نداشت . بالاخره واحد باخت عاشق بىپول را تفتيش يكنفر زنبوركچى قرار دادند و شبها در بين راه ، تختهاى يك زنبوركچى و دووبرگردانى هريك يك زنبوركچى ، رواج گرفت . وقتى كه بهمدان رسيدند ، تمام عده را لشكرنويس دلداده باخته بود .
به زودى اين زنبوركچىباشى بدرود زندگى گفت . حاجى ميرزا آقاسى همين جوان زيبا را زنبوركچىباشى كرد ، مردم كه پى بهانه براى نقادى از صدراعظم ميگشتند ، موضوعى بدست آوردند و حاجى ميرزا آقاسى را هم مثل لشكرنويس دلدادهء زنبوركچىباشى جوان وانمود كردند و تصنيفى هم در اين زمينه ساختند كه من يك مصراع آن را كه در بچگى شنيدهام ، در نظر دارم و آن اينست :
منه بير بوسهور بير بوسهور زنبوركچىباشى .
اين زنبوركچىباشى زيبا ، آخرين زنبوركچىباشى و تا كمى قبل از مشروطه با همين لقب مشغول خدمت بود . مشروطه آمد و زنبورك و زنبوركچى و زنبوركچىباشى را از بين برد . امروز جز اسم گود زنبوركخانه كه يكى از محلات تهرانست ، از اين اسلحهء گرم قديمى اثرى موجود نيست . چرا ! بعضى پيرزنهاى دهاتى در مورد پرخاش ، بجاى نفرين ، كلمهء زنبورك را هم مثل كوفت و ماشرا و توپ و قمپاره « خمپاره » به كار مىبرند .
16 - تفنگدارخانه
يكعدهء پنجاه شصت نفرى باسم تفنگداران خاصهء سلطنتى بودند كه در تحت رياست تفنگدارباشى هريك سالى صد الى دويست تومانى مواجب ميگرفتند و اسب و نوكريهم نگاه ميداشتند . در