براى حكام بزرگ ميشدند و اگر حكام كوچكتر بودند ، فراشخلوتان حامل اين عطيه ملوكانه ميگشتند « 1 » .
لباس شاه و جواهرهائيكه احيانا بسروبر خود ميزد ، تماما تحويل صندوقدارباشى بود . گاهى كه شاه تنپوش خود را به كسى خلعت ميداد ، بايد دستخط آن را صندوقدار ضبط كند و در مواقع بازديد لباسهاى دوختهء شاه ، جمع و خرج آن را مرتب داشته ، صادر و وارد آن نسبت بطاقههاى نبريده هم معين و مشخص و كار از هر حيث بىسوسه باشد .
كتابخانه هم اكثر جزو صندوقخانه و در حقيقت اين قسمت از بيوتات سلطنتى خزانهء جنسى شاه بود . زيرا چنان كه ديديم ، مقدارى جواهر هم هميشه در صندوقخانه بوده است .
12 - ايشيكخانه
اصطلاحات دربارى ايران اكثر تركى و كلمهء باشى كه بمعنى رئيس است ، در تمام رؤساى بيوتات سلطنتى مصطلح بوده است . ولى ميان آنها ايشيك آقاسىباشى خيلى تركى غليظ مانده بوده است .
چنان كه به زودى تغيير اسم خواهد داد و وزير تشريفات معروف خواهد گشت و ايشيك آقاسيها را رؤساى تشريفات خواهند گفت .
اين همان شغل است كه فردوسى در شاهنامه ، آن را سالاربار و گاهى بارسالار و اعضاى زيردست او يعنى ايشيك آقاسيان يا رؤساى تشريفات را پردهدار خوانده و از عهد پيشداديان و كيان ، سلطنت ايران را داراى اين اثاثهء قدرت دانسته است . خلفاى عرب بخصوص در زمان بنى عباس دارندهء اين شغل را صاحب وفد ميگفتند ، شايد اين اثاثهء قدرت ، كهنهترين رسوم سلطنت در دنيا باشد زيرا همين كه رسم پادشاهى در جهان معمول شد ، شاه خلوت و جلوتى دارد كه از وجود سالاربار و پردهدار ناگزير است . با اين تفاوت كه رؤساى تشريفات امروز ، جز در موارد سلام و بار حضورهاى رسمى سفراى خارجه و مواظبت جريان قواعد تشريفاتى ، كارى ندارند و بيشتر اثاثهء تجملى دربار سلطنت هستند ، در صورتى كه سابقا از هر ولايت و ايالت كه عدهاى براى تظلم يا تشكر يا عرض لحيه بپايتخت ميامدند ، مطالب و عرايض آنها بوسيلهء ايشيك آقاسىباشى بعرض شاه ميرسيد . در روز شرفيابى ، ايشيك آقاسيها آنها را بحضور مياوردند ، اگر عريضهاى هم داشتند ، بايد عريضهخوان ايشيكخانه عريضهء آنها را بخواند و ايشيك آقاسىباشى در نزد دوائر دولتى مأمور ختم كار آنها و اين شغل در آن دوره چه از حيث معنى و چه از حيث ماده يكى از كارهاى مهم دربار سلطنتى بود . چنان كه ظهير الدوله محمد ناصر خان دولو ، يكى از منسوبان نزديك شاه ، اين شغل را داشت و براى پسرش ، يعنى عليخان ظهير الدوله ، وزير تشريفات آخرى ، دختر ناصر الدين شاه را هم به خانه آورده بود .
در منشآت قائممقام در نامهاى كه بميرزا موسى خان برادر خود نوشته و از اوضاع
هامش
( 1 ) - در دورهء مظفر الدين شاه اين كار هم از خرك دررفت . حتى بعضى از پيشخدمتها اگر حاكمهاى لوطى گير مياوردند ، حامل عكس شاه براى سركار حكمران هم ميشدند . شايد شاه هم از اين التفات خود با اينهمه كلكها كه وسيلهء دريافت پول از حكمران بود بىخبر ميماند .