وجود داشت . كار اين خانه منحصر بنگاهدارى اسلحهء شكارى شاه و اگر اسلحهدارباشى مرد باسليقهء زيركى بود و در و ديوار چند اطاق را از زره و كلاه خود و شمشير و زوبين و نيزه و تبرزين و تير و كمان و شمخال و زنبورك و تفنگ فتيلهاى و تفنگ چخماقى و دنگى و تهپر آرايش ميداد و موزهاى از اسلحهء قديم و جديد داير ميكرد ، در ذروهء كار خود بود .
يكنفر هم بعنوان ستقدار دوروور ناصر الدين شاه مىپلكيد كه كمانى ببازو بزه برفكنده و به بند كمر بر تيرى چند زده بود « 1 » كه گاهگاه ناصر الدين شاه براى تفريح با تير و كمان او نشانهاى ميزد و در اين كار هم مهارت خود را به اطرافيان خويش ظاهر ميداشت .
همراه بودن كماندار با شاه يكى از رسوم قديمهء سلطنت و حتى در سكههاى عهد هخامنشى ديده شده است كه يك روى سكه عكس كماندارى نقش است . داستان كشته شدن البارسلان سلجوقى بدست يوسف ، كوتوال قلعهاى ، كه بعد از تسخير آن او را نزد شاه آورده و بامر شاه او را رها كردهاند كه شاه با تير و كمان خود او را اعدام كند ولى تير شاه خطا كرده و كوتوال توانسته است خود را بشاه رسانده كار او را بسازد ، در تاريخ معروف است .
15 - زنبوركخانه
زنبورك ، در اسلحهء گرم سابق ايران مانند ميترايوز « 2 » امروز اسلحهاى بين توپ و تفنگ بوده است . لولهاى را به طول سه چارك كه ته آن گشادتر و دهن آن تنگتر و بر قنداق بيعرادهاى نصب و دنبالهء قنداق سوراخى و در آن ميخطويلهاى باشد بتصور آوريد ، زنبورك نزد شما مجسم خواهد شد .
اين اسلحه را زنبوركچى مورب جلو شتر ميبسته و زير پاى خود خرجينى داشته كه باروت و كهنه و چهارپاره و كيل باروت او در آن بوده و موقع جنگ ، بالاى شتر از آن استفاده ميشده است « 3 » . در اين صورت بايد شترها را مورب « 4 » وادارند كه لولهء زنبوركها مواجه با خصم شود و نيز ممكن بوده است كه اسلحه را از روى شتر پائين بياورند و ميخ دنبال قنداق را بر زمين بكوبند و به كار بيندازند . ميگويند نادر شاه افشار در فتح هندوستان در جنگ كرنال از اين اسلحه استفادهء خوبى كرده است .
هامش
( 1 ) - اقتباس از اين شعر فردوسىكمانرا ببازو بزه برفكند * ببند كمر بربزد تير چند( 2 ) -Mitrailleuse( مسلسل سنگين )
( 3 ) - در مثل هم آمده است : « مثل شتر زنبوركخانه گوشش از اين صداها پر است » يعنى از اين هياهوى بىحقيقت وحشتى ندارد . بجاى شتر زنبوركخانه شتر نقارهخانه هم ميگويند ، چون سروصداى نقاره هم كم نيست .
( 4 ) - چون بايد زنبورك سر سوارى پر شود ، اگر اين اسلحه را ميخواستند راست بر شتر ببندند ، بايد براى پر كردن آن پياده شده و چهارپايهاى همراه داشته باشند كه زير پاى خود بگذارند و الا همين كه تير اول را درميكردند ، اسلحه بيكاره ميشد . گذشته از اين بايد شتر را تمرين بدهند كه سرش را بلند نكند و الا كله شتر هدف مىشود . براى جلوگيرى از اين دو نقص مجبور بودند كه شتر را مورب وادارند تا تير زنبورك بجبههء دشمن پرتاب شود .