تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 407

مساهمون:

ص٤٠٧
بمقامات بالاتر هم ارتقاء يافته و امروز هم با مكنت بيحساب خود بريش همه ميخندند . « 1 »

9 - سرايدارخانه

عمارات دولتى و اثاثيهء آنها مستحفظين و مواظبت‌كنندگانى لازم داشت كه آنها را تميز نگاهدارند . باشخاصى كه مواظب اين خدمت بودند ، سرايدار ميگفتند . فرشها و اثاثيهء عمارت تحويل آنها ميشد . گذشته از عمارات شهرى ، در صاحبقرانيه و سلطنت‌آباد و شهرستانك و جاجرود و سرخه‌حصار و دوشان‌تپه و عشرت‌آباد و دولت‌آباد و نجف‌آباد و كرج هم عمارات سلطنتى بود كه حفظ اثاثيهء اين نقاط هم با سرايدارخانه بود و سرايدارباشى و نايبان سرايدارخانه ، با افراد خود اين مهم را انجام ميكردند . در اين كار هم ناصر الدين شاه نظمى برقرار كرده و صورت و ثبت‌هائى از اين اثاثيه موجود بود كه آنها را از تلف و تفريط محفوظ ميداشت . در سال 1309 قمرى يكنفر سرايدار بفكر سرقتى از جواهر تخت شاه افتاد و چند پارچهء آن را كند و برد . مطلب فاش و جواهرها استرداد و سرايدارباشى معزول و سرايدار اعدام شد . شايد اين شدت عمل قدرى زياد به نظر آيد ولى با روح حكومت استبدادى كه ترس و رعب است متناسب بود و اين شدت عمل اثاثيهء سلطنتى را لامحاله تا آخر سلطنت اين پادشاه ، از دستبرد حفظ كرد . چنان كه حيف‌وميلهاى زيادى كه در زمان سلطنت مظفر الدين شاه در اثاثيهء عمارات سلطنتى اتفاق افتاد ، بواسطهء همان استبداد بىترس بود كه حتى در خانه‌هاى رجال دربارى و پيشخدمتها هم از اثاثيه‌هاى سلطنتى زياد ديده ميشد كه معلوم نبود شاه به آنها بخشيده است يا آنها بدون هيچ تشريفات آنها را بمنزلهاى خود منتقل كرده‌اند . زيرا اين پادشاه كم‌فكر از اين بخششها هم داشت .

10 - بنّاخانه و فخارخانه

ناصر الدين شاه از تمام شاهان قاجار بيشتر علاقه بساختمان نشان داده است . عمارات دوشان‌تپه و عشرت‌آباد و صاحبقرانيه و سلطنت - آباد و شكارگاه جاجرود و سرخه‌حصار و شهرستانك و در تهران ميدان توپخانه و عمارات شمس العماره و خوابگاه و حرمخانه و عمارت خورشيد و عمارت گالرى و تكيهء دولتى و اصلاح قصر گلستان و خلاصه غير از تالار تخت مرمر و موزه ، اگر چيزى هم از ادوار قبل بوده ، بامر اين شاه خراب و بسليقهء زمان اصلاح و متناسب گشته است . آجر و گچ و آهك اين بنائىها از عشر محصول كوره‌پزيهاى تهران بود كه بعنوان ماليات از كوره‌پزها ميگرفتند . معمارباشى و معماران درجه دوم هم كه براى نقشه - كشى و كارفرمائى لازم بود ، مواجب دولتى داشتند . فقط مزد بنا و عمله و سرعمله و نجارى و يراق درها بود كه احتياج به پول داشت و اين پول هم از خزانه راه ميافتاد . رياست بنائى از وقتى كه آقا محمد ابراهيم امين السلطان روى كار آمده بود ، تحت ادارهء او بود و كمتر سالى ميگذشت كه ساختمان مهمى بر ابنيهء سلطنتى نيفزايد . اين بنائيها ، چه از حيث پرداخت اجرت و كرايهء مصالح از سر كوره تا پاى كار و چه از حيث خريد لوازم ، كار كمى نبود و رئيس درجه دومى هم لازم داشت كه او را رئيس بناخانه
هامش
( 1 ) - « ريشخند زدن » اصطلاح خيلى قديمى است كه امروز بريش خنديدن جاى آن را گرفته و كنايه از استهزا كردن و بازى دادن است .