7 - قهوهخانه
شاه قليان هم ميكشيد ، ولى در اين تفنن افراط نميكرد و قليانهاى او جز در موارد سلام نوروز ، قليانهاى عادى كه كوزهء بلور و سرقليان اصفهانى با بادگير طلا و جواهرنشان داشت بوده است . از كارهاى پوچ فتحعليشاه يكى اين بوده است كه در موقع سلام ، قليان تمام مرصعى را بايد پيشخدمت باشى سلام « 1 » در دست بگيرد و در پهلوى تخت بايستد و نىپيچ آن در دست شاه باشد كه گاهى پكى به اين قليان بزند . ناصر الدين شاه اهل اين بيهودهكارى نبود ولى چون اين كار در سلام مرسوم بود ، تخطى از آن هم منطق نداشت . گذشته از اين با پيشخدمتباشى سلام كه جز نگاهداشتن اين قليان در اين مجلس تشريفاتى كارى نداشت ، چه ميكرد و چگونه او را از سر وا ميكرد ؟ شاه نىپيچ را نميگرفت ولى قليان سلام در دست پيشخدمتباشى و پهلوى تخت ايستاده بود .
اين قليان و قليانهاى معمولى و همچنين لوازم قهوهخورى ، تحويل قهوهچىباشى ميشد و هميشه بايد او قهوهريز و سينى محتوى فنجان قهوه را بحضور بياورد و بريزد و بوسيلهء پيشخدمت بشاه تقديم شود . ولى قليانها را آقا جبار قهوهچى چاق ميكرد و به پيشخدمتها ميداد كه آنها براى شاه ببرند . اين آقا جبار براى همين شغل چند سفرى هم باروپا رفته است .
8 - فراشخانه
فراش صيغهء مبالغهء فرش كردن است . كسى كه فرش مىكند البته روى فرش جاروب هم ميكشد پس جاروبكشى هم لازمهء فراشى است .
همين كه جاروب كردند ، البته بايد آب هم بپاشند بنابراين آبپاشى را هم ميتوان با فراشى مناسب دانست . چادر و دستگاه و تخت زدن هم چون مقدمهء فرش كردن مىباشد ، ممكن است بفراش چسباند و جزو كار او قرار داد . دسته جاروب و گاوسر چادر تحويل فراش ميشد ، پس براى تنبيهات بدنى كه گاهى در ادوار سابق معمول ميداشتند ، آلت تنبيه را بايد فراش بياورد و وقتى كه آورد ، بامر آقا ، خودش هم مجرى اين تنبيه واقع ميگشت . در تمام اين كارها بين فراشهاى دولتى و فراش اعيان و رجال فرقى نبوده و فراشها ، چه دولتى و چه در خانههاى اعيان ، همه اين كارها را ميكردند . ولى در قسمت اخير فرقى بين فراشهاى دولتى و غير دولتى هست و آن اندازهء تنبيهات است كه در خانههاى اعيان و رجال فقط تا اينحد پيش ميرفتند كه مجرم را برو خوابانده و چند چوب بكفل و رانش ميزدند يا اگر آقاى خانه خيلى شدت عمل داشت و ميخواست زودتر مجرم را بمجازات برساند ، امر ميداد يكنفر فراش او را بدوش ميگرفت و ديگرى با چوب برانها و كفلش ميزد و سركار هم ميآمد .
اما در كارهاى دولتى از چوبكارى و اشكلك و كند و زنجير در محبس گرفته تا مهار
هامش
( 1 ) - اين كار در زمان فتحعلى شاه به حاج آقا اسمعيل كه پدرش يهودى و بدست شاه اسلام آورده و پيشخدمتباشى سلام شده بود ، محول بود . بعد از او اين شغل به پسرش حكيم الممالك ( جد آقايان فرزانه ) رسيد و بعد از او در دورهء مظفر الدين شاه اين شغل متروك گشت .