ولى امروز متصدى انبار چغندر و يا انباردار سيلوى گندم ، بعنوان افت و كمبارى هريك خروارى كه تحويل ميگيرد ، ده بيست الى سى چهل من به مالك و زارع پا مىزند و با صدور بولتنهاى تقلبى ، وجه آن را از صندوق خارج كرده بجيب ميريزد . افتگير و قپاندار هم ، در اين دزدى با او شريكند ، چرا ؟ به جهت اينكه اين آقايان ايمان به بازپرس و روز حساب ندارند و براى پر كردن كيسهء خود در بند نامشروع بودن وسيله نيستند . اگر مالك و زارعى شكوه كند ، ادارهء مركزى بواسطهء همدستى ، گوش نميدهد . بر فرض مفتش هم مأمور رسيدگى كنند و اين مفتش هم مطلب را بفهمد ، تازه شريكى براى دخل انباردار زياد شده است و در اصل موضوع كه جلوگيرى از كلاهبردارى انباردار است ، تفاوتى حاصل نميشود زيرا اين مفتش هم از همان قماش انباردار و افتگير و قپاندار است . رؤسا و وزراء هم خود را به چند خروار سرك انبار كه انباردار نتوانسته است براى اين مقدار ناقابل بولتن تقلبى صادر كند ، دلخوش ميكنند و در مقابل اين دزدى صريح ، انعامى هم بانباردار ميدهند تا اين مرد عزيز خر خود را دوسره كرايه بسته باشد و در آينده بيشتر مردم را بچاپد ، عبث نبود كه در جاى خود از بىايمانى اين دوره شكايت كرده ، نوشتم كه ايمان اگر بشيطان هم باشد ، براى مردم از لوازم زندگى است و بدون آن سنگ سر سنگ بند نمىشود « 1 » .
5 - خوانسالارى يا آشپزخانه
اين كار از كارهاى مهم دستگاه سلطنتى ناصر الدين شاه بود زيرا گذشته از نهار و شام شخص شاه ، براى خانمهاى حرم هم ، بايد شام و نهار و عصرانه تدارك كند ، نهار و شام و عصرانهء اين خانمها از آشپزخانه و شربتخانه ، در مجموعهها ، بوسيلهء فراشها ، بحياطهاى خانمها ، ميرفت و خواجهها مواظب نظم آن بودند . بعد از آنكه خانم و حاشيهء او نهار ميخوردند ، نوبت بخواجهها و خدمتكارها ميرسيد . در اين كار هم حساب مرتبى در كار بود كه هريك به قدر حاجت خود و حاشيه و خدمه نهار و شام و عصرانه داشته باشند .
شربتخانه كه كارش تدارك حاضرى سفره و عصرانهء حرمخانه بود ، نيز از توابع آشپزخانه و ميدانيم معين البكاء رئيس اين قسمت بود كه با پسرش كار حاضرى و
هامش
اكتشاف آنها اين خواهد شد كه ايرانيها تنها پول خرد خود را از سرب ميساختهاند ، ولى با يكشاهى صد دينارهائيكه طبعا پيدا ميكنند چه خواهند كرد ؟ اما اگر خيلى اهل تحقيق باشند ، ناگزير بفكر علت يكى بودن وزن و شكل اين دو پول بايد بيفتند تا راهحلى براى اين مشكل پيدا كنند . حدس و تخمين امروزهء من كه اهل اين تحقيقات نيستم و اكثر تحقيقات علماى فن را هم حدس و قياس ميدانم ، در آن به جائى نميرسد مگر اينكه آقايانيكه معتقدند كه تاريخ صحيح را بايد از اين اكتشافات بدست آورد و تاريخنويسى معاصرين را تاريخ بتماممعنى علمى كلمه نميدانند ، التفات بفرمايند و مشكل همعقيدههاى چند هزار سال بعد خود را حل كنند .
( 1 ) - بند نشدن سنگ سر سنگ كنايه از هرجومرج و خرابى است كه در بنيانى يا كارى حادث شود و مورد استعمال آن هم در جائى است كه ظلم و بىحسابى نمايانى واقع گردند ، در اين موارد شخص مبتلا به اين بيحسابى ميگويد اگر رويه اينطور باشد ديگر سنگ سر سنگ بند نميشود .