تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
قيمت اسمى آن بود ، بدست‌وپاى مردم ريختند و پول سياه بقدرى زياد شد كه صرف وارونه پيدا كرد . در اوائل ، قرانى يكشاهى و كم‌كم صد دينار و سه شاهى و پنج شاهى بالاخره در اواخر سلطنت ناصر الدين شاه ، سى شاهى دو قران آن را با يكقران نقره مبادله ميكردند . در اينوقت بفكر تبديل اين پول خرد كه اسباب زحمت شده بود ، افتادند و پولهاى نيكلى خرد يكشاهى و صد دينارى به كارخانه‌هاى بلژيك سفارش و آنها را در اوائل دورهء مظفر الدين - شاهى رواج دادند و پول‌هاى مسى را به قيمت مس از دست‌وپاى مردم جمع كردند و اين يكى از خرابكاريهاى امين السلطان بود كه در قبال ضرر مردم ، دولت استفاده‌اى از آن نكرد ولى حاجى محمد حسن امين دار الضرب را متمول نمود و از حقى كه به خود امين السلطان ميرسيد ، محل براى ولخرجيهاى او بدست آمد . دولت ايران در ادوار دو فلزى بودن پول خود ، تا قبل از 1300 قمرى هميشه رعايت تعادل بين زر و سيم را داشت و در حقيقت واحد طلا را مأخذ پول خود قرار ميداد و هر چندى يك بار اگر تفاوتى در ارزش اين دو فلز نسبت بهمديگر پيدا ميشد ، واحد طلا يعنى اشرفى را كه هم‌وزن و هم‌عيار دينار اسلامى بود ، حفظ و پول نقرهء خود را از روى آن اصلاح ميكرد كه هميشه ده تا هزار دينار با يك اشرفى سه ربع مثقالى هم‌قيمت باشد . بنابر - اين ميتوان گفت كه پول ايران تا هزار و سيصد قمرى اگرچه دو فلزى ، ولى پايهء آن هميشه طلا بود . زيرا پول نقره را با طلا تطبيق ميكرده و هروقت كه قيمت نقره نسبت به طلا گران و ارزان ميشده ، پولهاى نقره‌اى خود را سبك سنگين‌تر ميكرده است كه با ارزش واقعى ده دانه يك اشرفى برابرى كند . وزن قرانهاى محمد شاهى كه به ريال معروف بود و هر ده تاى آن با يك اشرفى مبادله ميشد ، يكربع زيادتر از قرانهاى ناصر الدين شاهى بوده و دليل اين گفته اصطلاح يكريال است كه امروز هم يك قران و ربع را كاسب‌كارها يكريال ميگويند و در جاى خود نوشتم كه اصغر هميشه يكقران و پنجشاهى را يكريال كهنه ميناميد ، در صورتى كه ديگر ريال كهنه‌اى وجود نداشت و اگر قرانهاى فتحعليشاهى را هم با قرانهاى ناصر الدينشاهى و محمد شاهى بسنجيم ، شايد با هر دو اختلاف داشته باشد و از اين جمله معلوم مىشود هر چندى يك بار كه تعادل بين نقره و طلا برهم ميخورده است ، در وزن پول نقره تغييرى ميدادند كه هميشه ارزش ده تاى آن با يك اشرفى مطابق باشد و تعادل بين درهم و دينار عربى كه اصل و ريشهء آن همان درهم و دينار رومى قديم و بالاخره يونانى و درهم ده يك دينار بوده است ، محفوظ ماند . در ادوار گذشته با اينكه علم اقتصاد عمومى ( اكونومى پوليتيك ) در اروپا هم رواج حسابى نداشت و قواعد آن هنوز طرف قبول همه‌كس نشده بود ، چنان كه ديديم ، پول دولت ايران با اصول اقتصاد امروزهء كل دنيا كه عبارت از يك فلز طلائى باشد ، مطابقه ميكرده است . ولى در دورهء ضرابخانهء امين السلطانى اين اصول علمى كه ساير دولت‌ها داشتند در كشور خود تازه رواج ميدادند ، برهم خورد و پول ايران از قوت خريد افتاد . طلاهاى ايران راه اروپا پيش گرفته و در خزانهء بانكهاى خارجه ضبط شد و دولت ايران پولش از