سالى پنج شش كرور تومان دادوستد داشت ، و از حيث صاحبجمعى ، بزرگترين كارهاى كشور بشمار ميآمد .
در استبداد ، شاه مركز كليه قواست . همانطور كه نصب كليهء اشخاص بايد بر طبق فرمان شاه باشد ، تمام جزئيات جمع و خرج هم بايد بامضاى شاه برسد . بنابراين ، دستورالعمل - هاى ولايات و فرمانهاى مقاطعهء گمرك و اجارات تماما بصحهء شاه ميرسيد و مصارفى كه حكام ميكردند و مواجبى كه ميپرداختند ، بر طبق دستورالعملى بود كه بصحهء شاه رسيده بود . پس براى مصارف مركزى هم دستخط و برات بامضاى شاه از لوازم بشمار ميآمد .
شاه ميخواست ساختمان تازهاى بكند ، براى اين كار مثلا صد هزار تومان مخارج برآورد ميشد ، با دستخط خود امر ميداد صد هزار تومان تحويل رئيس بنائى كنند ، بر طبق اين دستخط يك برات تحويل يا باصطلاح امروز حوالهء اعتبار به مبلغ صد هزار تومان كه باز هم بصحهء شاه ميرسيد صادر ميشد ، مستوفى الممالك اين صد هزار تومان را حوالهء خزانه ميكرد و خزانهدار كه اين مبلغ را بايد از باقيماندهء دستورالعملهاى ولايات و وجوهات ابوابجمعى خود بمرور بپردازد ، با رئيس بنائى مذاكره و اين صد هزار تومان را به باقى دستورالعملهاى ولايات يا بمقاطعهگرهاى وجوهات حواله ميداد . آنها اين حوالجات خزانهدار را ميپرداختند و عين حوالهها را ميگرفتند و در موقع پس دادن حساب ، بخرج خود منظور مينمودند .
در صندوقخانهء شاه بايد هميشه طاقه شال كرمانى و كشميرى و جبه و خرقه و كلجهء ترمهء دوخته و همچنين عصا و شمسه و تمثال و قمه و شمشير مرصع و ساير چيزهائى كه بعنوان خلعت و عطيهء شاهى داده ميشد ، حاضر باشد و رختدارخانه هم بايد هرچه شاه لباس لازمش بود تدارك نمايد . براى اين مصارف پول لازم بود باز همانطور بدوا دستخط و در مرحلهء دوم برات تحويل صادر ميشد . البته پول اين برات چون محتاج بخريد از بازار بود ، بايد نقدتر باشد كه صندوقخانهء شاه در مضيقه نماند .
برات تحويل آبدارخانه و قهوهخانه و آشپزخانه بايد نقدتر از همه باشد . پول آن را از وجوه نقدى كه به دستگاه خزانه از بابت پيشكش و غيره ميرسيد ميپرداختند . بعضى از بيوتات مانند فراشخانه و سرايدارخانه و كشيكخانه هم بودند كه افراد آنها حقوق ماهيانه بايد بگيرند ، براى آنها هم هر دو سه ماه يك بار براتى صادر ميكردند و بطرزى كه به آن اشاره شد ، وجه برات وصول و بوسيلهء رؤسا بين افراد تقسيم ميشد .
شاه ميخواست در مقابل خدمت فوقالعاده انعامى به كسى بدهد . براى اين انعام هم دستخط و بر طبق آن براتى صادر و وصول و ايصال ميگرديد . شاه هميشه مقدارى اشرفى و پنجهزارى و دو هزارى طلا در جيب داشت كه گاهى اگر ميخواست بفراش يا سرايدار يا خدمتكار انعام جزئى بدهد ، از جيب خود ميداد . پولى كه به مصرف اين عطايا ميرسيد ، باسم صرف جيب ، مثل ساير مصارف بايد دستخط و برات داشته باشد . يكى از پيشخدمتها صندوقدار اين صرف جيب و او مواظب بود كه هميشه از اين پولها در صندوق كوچك خود داشته باشد
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 394
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٣٩٤