تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 396

مساهمون:

ص٣٩٦
در اوائل زندگانى ، عقل انسان به مبادله نميرسيد . هركس هرچه داشت و به دسترسش ميرسيد ، مصرف ميكرد . حتى بشر ذخيره كردن را هم بلد نبود و بعد از مدتى فهميد براى رفع حاجت خود ميتواند ذخيره كند . كم‌كم دانست كه ميتواند ذخيرهء خود را با ذخيرهء سايرين هم مبادله نمايد . فراوانى و كميابى و طرف احتياج بودن و عدم ضرورت اشياء نسبت بهم سنجيده ميشد و اين مبادلهء جنس‌بجنس از روى اين سنجش به عمل ميآمد . ولى كار به اين آسانى نبود ، زيرا مثلا اگر يكى گندم علاوه بر مصرفى داشت و ميخواست با گاو مبادله كند ، بايد گاودارى را پيدا نمايد كه گندم بخواهد و الا مبادله سر نميگرفت . اين بود كه بفكر افتادند چيزى پيدا كنند كه واسطهء معامله باشد كه همگى اشياء اضافه از مصرف خود را با آن چيز مبادله نمايند . اول گندم را كه طرف حاجت عمومى است وسيلهء اين مبادله قرار دادند ولى گندم بيش از يكسال دوام ندارد و حمل و نقل آن مشكل است و براى ذخيره خوب نيست بهمين‌جهت بفكر پيدا كردن چيزهاى ديگر كه هم دوام آن زياد و هم حمل و نقل آن آسان باشد افتادند . بالاخره فلز را براى اين كار پسنديدند و در ميان فلزات طلا و نقره را كه از حيث كميابى و دوام و آسانى حمل و نقل از ساير فلزات بهتر است ، اختيار كردند . ولى باز هم زحمت ديگرى در كار و آن پاكى و ناپاكى فلز قيمتى و وزن كردن آن بود كه براى هر معامله مجبور بودند سنگ محك و ترازو مثقال همراه داشته باشند . بالاخره دولتها سكه را اختراع كردند و ضامن وزن و عيار آن گشتند تا مردم بيدردسر اشياء خود را با پول طلا و نقره مبادله كنند . اگرچه باز هم از دست قلب‌زنى و سوهانكارى يهوديها و يهودىمنش‌ها خلاص نبودند ، ولى قسمت عمدهء مشكل رفع شده و اين عزيز بى جهت يعنى سكه‌هاى سفيد و زرد ، عزيز همه‌كس گشت و از آن روز تمام مجاهدات روزانهء مردم براى بدست آوردن مقدارى از آن مصروف ميگردد و اين يالانچى پهلوان كه هم خوردنى مىشود و هم پوشيدنى و هم دست‌افزار مىشود و هم اسباب تجمل ، از همه‌چيز عزيزتر شده است . شرايط پول خوب ، چند چيز است يكى آنكه سره و ناسره نداشته باشد . زيرا همين كه دو جور پول يكى سره و ديگرى ناسره در كشور رايج باشد ، مردم تا مىتوانند ناسرهء آن را نزد خود نگاه نميدارند و نتيجه اين مىشود كه پول سره از دست‌وپا خارج و در صندوقها مضبوط ميگردد و در دادوستد روزانه ، پولهاى ناسره به كار ميافتد و اسباب زحمت فراهم مىكند . بهمين‌جهت است كه دول كه ضامن وزن و عيار پول هستند ، هرچندى يك بار پول - هائى كه به علت استعمال از حيث وزن كم‌وكاستى پيدا كرده است ، جمع‌آورى ميكنند و از نو سكه ميزنند كه پول ناسره در دست‌وپا نباشد . تعقيب قانونى قلب‌زن و سوهانگر سكه‌ها هم از همين‌جهت است . ديگر از شرايط پول خوب ، توافق ارزش واقعى پول با ارزش اسمى آنست كه اگر موازنهء عادلانه در كار نباشد ، هرگاه قيمت اسمى از قيمت واقعى زيادتر بود ، قيمت زندگى بالا ميرود و اگر كمتر بود ، مردم بخصوص يهوديها آنها را بشمش تبديل و يا از آنها اشياء زرگرى ميسازند و بالنتيجه پول در دست‌وپا ناياب و اسباب زحمت فراهم مىشود . براى