اسكناس ، در بانك ملى مضبوط و محفوظ است . بايد سعى كرد كه در آتيه اين باقيمانده ، از دستبرد مصون و محفوظ بماند .
ناصر الدين شاه خيلى علاقه داشت كه در زمان سلطنت او چيزى از اين جواهر كسر نشود ، به بيست و چهار من مرواريد سابقا اشارهاى كردهام ، اين جوال مرواريد ، مرواريدهاى سراپردهء محمد شاه هندى بوده است كه در موقع فتح هندوستان گير نادر شاه آمده است و و چون بعدها پارچهء چادرها پوسيده شده و از بين ميرفته است ، مرواريدها را از آن جدا و در جوالى ضبط كرده بودند . يكوقتى ناصر الدين شاه جعبه آينهء مكعب مستطيلى بارتفاع يكذرع و بقطر سه چارك ساخته و اين مرواريدها را در آن ريخته و در آن طورى تعبيه شده بود كه از بالا باز و بسته ميشد و اين جعبه آينه را روى ميزى در يكى از شاهنشينهاى تالار موزه گذاشته بودند و آنها كه اين مرواريدها را ديده بودند ، ميگفتند بدرشتى فندق تا درشتى نخودسياه بوده و اين مرواريد ، غير از پنجاه و پنج من مرواريد ، به قدر ماش و ريزتر ، بوده است كه امروز شايد تحويل بانك ملى باشد .
ناصر الدين شاه گذشته از حفظ جواهرهاى سابق سعى ميكرد كه بر آنها نيز بيفزايد .
چنان كه دگمههاى الماس لباس خود را در يكى از سفرهاى فرنك خود خريدارى كرده بود و قمه و شمشير و عصا و تمثال و شمسه و انفيهدان مرصع و انگشترهائيكه به رجال و افسران و علماء ميداد ، جواهر و طلا و نقرهء آنها را عليحده ميخريد و بجواهرهاى خزانه دست نميزد .
حتى گاهى از نگينهاى پياده و طلاهاى خرد و ريز و شكستهء خزانهء اندرون ، توسط زرگر - باشى دربارى چيزهائيهم ميساخت كه بر جواهر ساختهء سلطنتى بيفزايد .
از يكى از پيشخدمتهاى ناصر الدين شاه شنيدم كه وليعهد مظفر الدين ميرزا سفرى به تهران آمده بود ، روزى به خدمت شاه رسيد ، شاه كرهاى كه از جواهر ساخته بود ، به پسر خود نشان داد و در ضمن به او گفت « امسال ما مبلغى از جمع خرج كشور علاوه داشتيم ، مقدارى جواهر پياده و طلا هم از خزانه بيرون آورده با آن پول و اينجواهر اين كره را ساختهايم . » من اين كرهء جواهر را نديدهام ، مطابق آنچه شنيدهام ، اقيانوسها و درياهاى آن از فيروزه و هريك از پنج قطعهء آن از يك رنگ جواهر و حدود كشورها از جواهر رنگ ديگر و بسيار زيبا بوده است . ولى وقتى در دورهء مشروطه خواستهاند جواهرهاى سلطنتى را براى فروش تقويم كنند ، جواهر آن را پياده و عليحده حفظ كردهاند و كره بيجواهر آن هم در گوشهاى افتاده و جواهر و طلاى آن جزو جواهرهاى پشتوانهء اسكناس ، تحويل بانك ملى شده است .
خيلى مناسب است حالا كه حاجتى به پشتوانهء جواهر نداشته و زر و سيم موجود براى پشتوانه اسكناس كافى است ، جواهرهاى اين كره را بجاى خود بگذارند كه اين قطعه جواهر گرانبها هم ، مثل ساير جواهرهاى ساخته ، در يكى از شاهنشينهاى تالار موزه گذاشته شود و بر ساير اشياء زيباى قيمتى اين تالار بيفزايد .
واقعهء ذيل درجهء علاقهء ناصر الدين شاه را بحفظ جواهر سلطنتى مدلل ميدارد :
يكى از پيشخدمتهاى شاه ميگويد روزى در سرحمام كه معمولا شاه صبحانهء خود را
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 392
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٣٩٢