در آنجا صرف ميكرد ، شرفياب بودم ، مشغول لباس پوشيدن بود ، در آن روز ميخواست الماس درياى نور را جلو كلاه خود نصب نمايد ، در ضمن عمل ، جواهر گرانبها از دستش رها شده روى كاشيها افتاد ، شاه با اضطراب عجيبى خم شده آن را برداشت و با دقت تمام در آن نظر افكند ، همين كه از سلامت ماندن آن مطمئن شد ، به سجده افتاد ، وقتى سر بلند كرد به چند نفرى كه حاضر بوديم گفت شكر من براى جنبهء مالى اين جواهر نبود بلكه براى اين بود كه اگر اين قطعهء نفيس عيبى ميكرد ، در تواريخ مينوشتند ، نادر شاه اين جواهر را از هندوستان آورد و ناصر الدين شاه آن را شكست يا معيوب كرد .
ناصر الدين شاه رسم داشت ، آنچه از خزانهء اندرون و زيركليد خودش خارج و بجعبه آينههاى گالرى و يا تالار موزه يا صندوقخانه نقل ميكرد ، ثبت منظمى از آن برميداشت و بمستوفى صندوقخانه ميسپرد . چنان كه همان ثبت و سررشتهها كه سواد آن چند جا محفوظ بود ، سبب شده است كه اين جواهرها تا حدى از دستبرد مصون مانده و در دستبدست گشتن سلطنتها ، خيلى مورد تطاول و چپاول واقع نگشته است .
در كتابخانهء سلطنتى كه آن هم تحويل كتابدار شاهى و جزو صندوقخانه بود ، مقدار زيادى كتاب و قرآن خطى كه اكثر كتابها تصويرهاى نقاشى چينى هم دارد و همچنين قلمدانها و جعبهها و قاب آينههاى گرانبهاى نقاشى بوده است كه بعد از وضع دستبردى كه بوسيلهء يكى از كتابدارها ( لسان الدوله كتابدار مظفر الدين شاه ) به آن وارد آمده باقى آن تا حال هم محفوظ و در كاخ سلطنتى و تحويل آقاى اسمعيل مرآت است .
آنچه من شنيدهام در كتابخانهء سلطنتى شاهكارهاى استادان قديم و نقاشى و تذهيب زياد است .
خزانهء ماليات
قسمت ديگر خزانه ، خزانهء بقاياى مالياتهاى كشور و عايدات ساير ممرهاى دولتى و اين قسمت بود كه تحت رياست معير الممالكها و امين السلطانها اداره ميشد . ميدانيم حكام ايالات و ولايات ، مأمور وصول ماليات و پرداخت مصارف محلى و ايصال حقوق اشخاصى كه مواجب آنها بخرج ايالت يا ولايت قلمرو آنها منظور ميشد ، بودند . مستوفى هر ايالت يا ولايت قبل از نوروز هر سال ، دستورالعملى براى سال مالياتى كه سال شمسى بود ، مينوشت و در آن عايدات ايالت يا ولايت را جمع ميكرد و مصارف محلى و حقوق افواج پادگان و ششماههء محلى افواج مرخصخانه و همچنين حقوق كشوريهاى مقيم محل و مواجب مستخدمين مركزى را كه طبق مقررات جزو مخارج آن ايالت و يا ولايت منظور بود ، بخرج ميگذاشت . هرچه باقى ميآمد بايد بخزانه برسد ، باقىماندهء دستورالعملهاى تمام ولايات كشور كه دو سه كرور تومان بود ، ابوابجمع خزانهدار كه از زمان امين السلطانها وزير خزانه عنوانش بود ، ميشد .
گذشته از بقاياى دستور العملهاى ولايات وجوه ديگرى هم از بابت گمركات و اجارات پارهاى از معادن يا پيشكشهاى وزراء و حكام و رجال و اعيان كه بالغ بر دو سه كرور تومان ديگر و باسم وجوهات موسوم بود ، جمع خزانهدار ميگرديد . پس شغل خزانهدارى كارى بود كه