تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
كه كيسهء شاه بىپول نماند . جمع اين صندوق ، براتهاى تحويل وجه بصندوقدار و سند خرج آن كتابچه‌اى بود كه به خط شاه با ذكر تاريخ دريافت وجه ، معين ميگرديد و اين كتابچه‌ها مثل سند خرج ، در نزد مستوفى ضابط اسناد خرج ضبط ميشد . « 1 » حساب خزانه هر سال بوسيلهء مستوفى رسيدگى و نوشته ميشد و مثل حساب حكام ولايات و صاحبجمعان ساير وجوهات ، بصحهء شاه ميرسيد و همان حساب صحه شده بمنزلهء مفاصاى خزانه‌دار بود . جمع اين حساب ، باقى دستورالعملهاى ايالات و ولايات و كليهء وجوهات متفرقه و خرج آن ، برات‌هاى تحويل بيوتات سلطنتى و بروات انعام و تكلف ( عطيهء باهل علم و روحانيون ) و صرف جيب و ابتياع و عوض و ساير مصارف بود . از آنچه در طرز عمل و طريقهء وصول و ايصال وجه نوشتم ، خوانندهء عزيز توجه پيدا كرده است كه در اين خزانه كه سالى پنج شش كرور دادوستد داشت ، هيچوقت وجه نقدى موجود نبوده است و اگر گاهى وجه نقدى هم ميرسيد كه از مصارف زياد ميآمد ، در نزد صرافها و تجارتخانه‌هائى كه پول ارسالى صاحبجمع مؤدى حوالهء آن شده بود ، ميماند تا بعدا به مصرف برسد . اهميت نقش خزانه‌دار در تقسيم اقساط ولايات بر برات‌دارها و بيوتات سلطنتى بود كه وجوه نقدتر را بمصارف لازم‌تر تخصيص بدهد و هميشه براى مصارف فورى اتفاقى وجوهى بدسترس خود داشته باشد . رؤساى بيوتات و سايرين هم براى اينكه از وجوه نقدترى برخوردار شوند ، البته تملق‌هاى مادى و معنوى بخزانه‌دار ميكردند و به همين سبب بود كه شغل خزانه‌دارى مشترى زياد داشت و گير همه‌كس نميآمد .

4 - ضرابخانه

پول ، پهلوان دروغين ميدان زندگى است و با اينكه نه خوردنى است و نه پوشيدنى و نه دست‌افزار است و نه اسباب تجمل ، چون وسيلهء مبادله است ، نقش عجيبى در زندگى بازى مىكند كه بدون آن بشر قدم از قدم نميتواند بردارد .
هامش
( 1 ) - ميدانيم كه پدرم ضابط اسناد خرج بود . در يكى از بالاخانه‌هاى متعدد اندرون ، اسناد خرج قديمى ضبط شده و چون مال بيست سى سال قبل بوده و ديگر طرف رجوع نبود ، گرد و خاك فراوانى گرفته بود . روزى كنجكاوى بچگانه مرا واداشت يكى از جعبه‌هاى چوبى موجود در آن بالاخانه را وارسى كنم ، در اين جعبهء چوبى سرباز ، لاى كاغذها كتابچه‌هاى كوچك چرمى بسيار زيبائى كه دورهء جلد آن زه برنجى و قفل‌وبست ظريف داشت يافتم كه در آن با جوهر آبى خطوطى كشيده زير ارقام آن چيزهائى نوشته بودند . يكى از آنها را تملك كردم ، بزرگترها ديدند ، به من امر شد ببرم سر جايش بگذارم و من چون چاره‌اى نداشتم با اينكه خيلى دلم ميخواست اين كتابچه را داشته باشم اطاعت كردم . حالا كه فكر ميكنم اين يكى از كتابچه‌هاى يادداشت ناصر الدين شاه راجع‌به دريافت وجه از خزانه‌دار صرف جيب بوده است كه در آن دوره به اين خزانه‌دار امين صرّه ميگفتند . البته اين آقاى امين صره كه حساب صرف جيب را داده اين كتابچه‌ها را مانند اسناد خرج تحويل ضابط اين اسناد كه پدرم بوده است نموده و در اين بالاخانه ضبط شده بوده است . نوكر هاى قديمى روايت ميكردند كه وقتى اين اسناد بقدرى زياد شده بود كه دست‌وپاى همه را در خانه گرفته بود ، پدرم بشاه عرض كرد و بامر شاه قاطرهاى پدرم در موقع طغيان رودخانهء كرج آنها را باز كرده زير نظر شخص امينى به آب دادند .