حصول اين توافق است كه ضرابخانه بايد آزاد باشد و هركس طلا و نقره خالص به آنجا ببرد ، به همان وزن ، زروسيم مسكوك بايد به او بدهند . ده يك برنج يا مسى كه براى مقاومت پول ، در قبال استعمال ، بسكهها ميزنند ، خرج ضرب را درميآورد سهلست مبلغى هم براى اصلاح پولهاى ناسرهاى كه در آينده پيدا شود ، ميماند . ديگر از شرايط پول خوب يكى بودن فلز آنست كه بواسطهء مقايسهء فلز طلا و نقره كه ناگزير گاهگاه تفاوتى پيدا مىكند ، گران شدن يكى از دو فلز موجب خارج شدن آن از دستوپا نشود و تعادل برهم نخورد و باعث خسارت دادوستد نگردد . فلز طلا كه خاصيت كميابى و دوام و آسانى حمل و نقل در آن بيشتر است ، براى اين مقصود مناسبتر مىباشد و بهمينجهت است كه تمام دول پايهء واحد پول خود را روى طلا گذاشتهاند . بخصوص از وقتى كه معادن نقرهء جديد در امريكا پيدا شده و اين فلز را از قيمت سابق خود انداخته و خاصيت كميابى اين فلز را از ميان برده است .
تا سال 1300 هجرى قمرى ، پول ايران تمام اين محسنات را داشت . اگرچه دو فلز طلا و نقره هر دو در كشور رايج بود ، ولى تعادل بين پولهاى طلا با پولهاى نقره محفوظ و ضرابخانهها با اينكه هر شهرى ضرابخانهء خود را داشت ، در همهجا و در تحت نظارت دولت آزاد و هرگاه پولهاى ناسره در دستوپا زياد ميشد ، دولت آنها را بپولهاى سره تبديل ميكرد و دادوستد مردم بىنقص بود . در اين تاريخ معادن نقرهء امريكا كشف و شروع باستخراج شد و بالنتيجه تعادل پول نقره با طلا برهم خورد و روزبروز قيمت پول نقره در مقابل پول طلاى داخلى و ارز خارجى تنزل كرد . قران همان قران ولى قوت خريد خود را از دست داد . پولهاى طلائى كه در دستوپاى مردم بود ، جمع شده و نقره كه داشت خاصيت كميابى خود را از دست ميداد ، پايهء منحصر پول ايران گرديد .
در دورههاى سابق شاه از ضرابخانهها چيز مهمى نميگرفت . معير الممالك ضامن صحت سكهها بود ، هروقت پول ناسره در كشور زياد ميشد ، از عايدات سابق ضرابخانه كه تقريبا به خود او تعلق داشت ، تفاوت آن را از خود ميپرداخت . امين السلطان چرخى براى ضرابخانه بوسيلهء حاجى محمد حسن معروف بكمپانى ( جد آقايان مهدويها ) وارد كرد و به راه انداخت و ضرابخانه ، در حقيقت كارخانهء پولسازى دولت گرديد و ضرابخانههاى ولايات بسته شده ، پولهاى امين السلطانى با قرانهاى كهنه در هم متداول گشت . بعضى از قرانهاى كهنه كه از حيث وزن و عيار سرهتر از وزن و عيار قرانهاى امين السلطانى بود ، بوسيلهء يهوديها جمع شد و بشمش تبديل گشت و يا از آن اشياء زرگرى ساختند و قسمتى از ناسرههاى آن تا اوائل مشروطه هم در دستوپا بود . در اين تاريخ كمكم آنها را هم دولت جمعآورى كرد و با پرداخت تفاوت ، بقران چرخى تبديل نمود .
واحد پول ايران در دورهء دو فلزى ، تومان و عبارت از يك اشرفى به وزن هيجده نخود ( سه ربع مثقال طلا ) و عيار آن يك در ده بود . تومان لغت تركى و بمعنى ده هزار است و بهمينجهت اشرفى را تومانى هم ميگفتند . تومان بده قسمت تقسيم ميشد و پولهاى نقرهاى به وزن يك مثقال و همان عيار ده درصد كه هريك از آنها را يكهزار ميناميدند ، اعشار تومان بود .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 397
مساهمون: عبدالله مستوفى
ص٣٩٧