تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١
سنگين مسافرت بر ملتزمين تحميل ميشد ، همه رغبت داشتند همراه باشند كه رئيس خلوت به زحمت آنها را از سر واميكرد و گاهى بعضى از آنها دستخطى براى التزام ركاب مبارك از شاه صادر ميكردند .

3 - خزانه

بزرگترين بيوتات سلطنتى كه در حقيقت كار آن جنبهء دولتى داشت و مشترى آن زياد بود ، خزانه‌دارى يا باصطلاح زمان وزارت خزانه بود . از ديرزمان اين شغل با ضرابخانه توأم بود و بخانوادهء معير الممالك تعلق داشت . حسينعليخان كه بالاخره بنظام الدوله هم ملقب شد و دوست عليخانها و دوست محمد خان‌ها همه خزانه‌دار و رئيس ضرابخانه و بلقب معير الممالكى هم ملقب بوده‌اند . دوست محمد خان ، خزانه‌دار آخرى ، داماد ناصر الدين شاه هم شد ، ولى بعد از پدرش چون خيلى آقازاده بار آمده و بدامادى شاه هم مغرور بود ، زير بار رجال دربارى نرفت و آنها بخصوص آقا محمد ابراهيم امين السلطان خود را رقيب او كردند و در بعضى از بيوتات كه رياست آن بعد از دوستعليخان با دوست محمد خان شده بود ، رخنه كردند . دوست محمد خان كه مكنت بيحسابى از ميراث پدر داشت ، بواسطهء همين مداخله‌ها ، در كار سستى ميكرد و رقيب‌هاى او بخصوص امين السلطان بسيار با پشت‌كار بودند و همين بىاعتنائى او ، در حضور شاه بعدم كفايت جلوه كرد و بالاخره در زمان ميرزا على اصغر خان امين السلطان دوم ، راه مسافرت فرنگ پيش گرفت و ميدان را براى رقيب خالى گذاشت و معير بيممالك شد . پسر او دوستعليخان كه فقط لقب را از پدرش ميراث برد ، آقاى دوست‌على معيرى ، گذشته از دخترزادگى ناصر الدين شاه از حيث پدر هم از اصيلترين خانواده‌هاى كشور است و از زمان قبل از آقا محمد خان تا امروز ، پدر بر پدر ، خدمتگزار دولت بوده‌اند .

خزانهء اندرون

ميدانيم خزانه از زمان فتحعليشاه دو قسمت شده و در اين‌وقت نيز بهمانحال باقى بود . يكى از اين دو خزانه ، خزانهء جواهر و طلا بود كه در اين دوره هم ، مثل زمان آقا محمد خان ، زير كليد و مهر و موم شاه و بخزانهء اندرون معروف بود . شايد ، جز شخص شاه ، كسى از اندوختهء آن خبرى نداشت و عامه به پرى اينخزانه خيلى اعتماد داشتند . هروقت كه حرفى از سرمايه‌هاى دول اروپا بميان ميآمد ، مىگفتند اگر سياست شاه اقتضا كند كه در خزانهء اندرون را باز نمايد ، خيلى بيشتر از اين سرمايه‌ها ميتواند پول طلا بيرون بريزد . اما خواص كه يا واقعا با عامه هم‌عقيده بودند يا ورود در اين مبحث را تكليف خود نميدانستند ، ساكت بودند و در هرحال تكذيبى از اين گفته‌ها از هيچكس شنيده نميشد . بطوريكه طلاى مسكوك و غيرمسكوك اين خزانه را هيچكس كمتر از صد كرور تومان آن روز نميدانست . فقط ناصر الدين شاه بود كه از اين خزانه باخبر بود ، زيرا گاهى سرى به آن ميزد و جواهرهاى ساخته و نساخته از بعضى از صندوقهاى آن بيرون آورده و در پشت جعبه آينه‌هاى تالار موزه و گالرى ميگذاشت . اين جواهر بعد از يكى دو سه فقره حمله‌ايكه بعد از ناصر الدين شاه به آن وارد شده ، همانهاست كه امروز قسمتى از آن در تالار موزه و قسمت ديگر آن بعنوان پشتوانهء