كاركنان بيوتات ، پيشخدمتها و فراشخلوتها هم جزو آن بودند . پيشخدمتى در درجهء دوم از مشاغل نسبة محترم بشمار ميآمد . زيرا اين كار نردبان رياستهاى بزرگ و حكومتهاى ايالات و ولايات و حتى صدارت هم ميشد . اين از لوازم طرز استبداد است كه شاه وزرا و رؤساء و حكام را تا ميتواند از حولوحوش و عملهء خلوت خويش كه به حال آنها بيشتر شناسائى دارد ، انتخاب مىنمايد و اكثر آنها را بر برادرها و اعمام خود هم مقدم ميدارد .
در اينوقت هنوز لقب شغلى وزير دربار كه در حقيقت شغلش رياست كل بيوتات سلطنتى است ، خيلى معمول نشد و وزير حضور هم كه از مشاغل و القاب اختراعى ناصر الدين شاه بود و تا حدى با معنى وزير دربار امروز مطابقه داشت ، جز رياست عملهء خلوت چيزى نبوده و ساير بيوتات سلطنتى مستقلا تحت امر شاه بودند .
قبل از سلطنت ناصر الدين شاه ، پيشخدمتى و فراشخلوتى ، مثل تمام كارها شغل و براى حاجت بود . بنابراين زيادتر از اندازهء لزوم پيشخدمت و فراشخلوت در حولوحوش شاه وجود نداشت . محمد شاه ناخوش و اختيار كارها با صدراعظم و طبعا بين عملهء خلوت و ساير نوكرهاى دولت فرقى نبود . ولى در زمان ناصر الدين شاه بخصوص بعد از امير نظام و ميرزا - آقا خان كه شاه ديگر صدراعظمى نداشت و اشخاص حولوحوش خود را اعم از رجال دربارى و عملهء خلوت بكارها ميگماشت ، طبعا توجه اعيانزادههاى كشور به پيشخدمتى و فراشخلوتى كه نردبان ترقى شده بود ، زياد شد و اين دو شغل از حال سابق بيرون آمد و جنبهء عنوان پيدا كرد بدرجهايكه شاهزادهها هم به اين كار رغبت زيادى نشان ميدادند . نتيجه اين شد كه عدهء آنها از حد لزوم تجاوز كرده ، ناظم خلوتى براى پيشخدمتها و دهباشى براى فراشخلوتان لازم گرديد كه در كار حضور و غيبت آنها نظارت نمايد . زيرا اكثر ، پيشخدمتها پشت در اطاق شاه زياد و مايهء زحمت ميشدند كه براى جلوگيرى از اين اجتماع ، جز چند نفرى كه از مقربين بودند ، براى باقى كشيك معين و مثلا آنها را بسه قسمت تقسيم و براى هر قسمتى دو روز در هفته وقت خدمت معين كرده بودند . در فراشخلوتيهم چون نردبان پيشخدمتى و عدهء آن زياد شده بود همين عمل را مجرى داشتند . حتى در مسافرتها هم با اينكه مخارج
هامش
امروز بوده است با اين تفاوت كه ريشسفيدان خلوت آن دوره ، مردمانى كار بهمانداز و باسياست بودند ولى مشروطه و دمكراسى اين شغل را طورى تنزل داد كه آقاى حكيمى هم با هشتاد سال عمر و عينك و سمعك . . . ميتواند اينكاره شود . بعدها ناصر الدين شاه لقب ريشسفيد خلوت را بوزير حضور تغيير داد . از زمان ميرزا حسين خان مشير الدوله ببعد ، دربار با مضافاليه « اعظم » همان معنائى را داشت كه امروز از آن بدولت تعبير مىشود . ديگر وزير دربار اعظم كارش برياست خلوت شاه منحصر نبود و اين لقب را بيكى از رجال درجه اول ميدادند . چنان كه امين السلطان را قبل از اينكه وزير اعظم بخوانند وزير دربار اعظم ميخواندند . در زمان سلطنت مظفر الدين شاه بلقب وزير دربار تقريبا بمعنى امروزهء آن برميخوريم و حكيم الملك عموى آقاى حكيمى و بعد از او امير بهادر كه هريك در نوبت خود در مزاج شاه خيلى نفوذ داشتند و شخص اول دربار بودند ، به اين لقب ملقب شدند . اما وزارت دربار تيمورتاش غير از تمام اين وزير دربارها بود . و او نمايندهء اقتدار شخص شاهنشاه فقيد بشمار ميآمده است .