نهار و عصرانه و حتى قاب پر از بلال كبابكرده را هم كه در عصرانههاى خود مىخورد ، خورده و در باغ مشغول گردش بود ، نزديك بحياط آبدارخانه رسيد ، اعتماد حضرت ايستاده بود ، شاه گفت : « آقا دائى ؟ زهر مار ! چى دارى بخوريم ؟ » اعتماد حضرت گفت هرچه امر بفرمائيد حاضر است » شاه گفت : « قدرى تخمهء گرمك بو بده بيار » بعد از يك ربعى اين سفارش شاه حاضر شد و در ظرف بلور در سينى نقره مقدارى آوردند ، شاه با كمال اشتها تا دانهء آخر تخمهها را كه دهن آنها تا نصفه باز شده و شكستن آن زحمتى نداشت صرف كرد .
شاه بعد از نهار بخصوص در بهار چرتى هم ميزد ، براى اين كار رختخوابى روى فرش يكى از تالارها ميگستردند ، يكساعت بيشوكم ميخوابيد ، از خواب كه برميخاست آفتابه - لگن ميخواست ، وضو ميگرفت ، نماز ميخواند ، لباس ميپوشيد و باز مشغول كاغذخوانى و صحبت با رجال و عملهء خلوت و يا گردش يا خوردن ميشد و تا يكساعتى از شب رفته بيرون ميماند . ولى اين بيرون بودن از صبح تا سرشب ، مانع آن نبود كه گاهى بدون خبر قبلى به اندرون هم سرى بزند
زنهاى شاه هم كه به اين عادت شاه سابقه داشتند ، از صبح لباس پوشيده در حياطهاى خود براى آمدن شاه حاضر بودند . شاه كه وارد اندرون ميشد همه خبر ميشدند و از حياطها بيرون ميآمدند و استقبالش ميكردند . انتخابهاى ( مخصوصا بايد اين كلمه را بلفظ جمع نوشت ) خانمهائيكه براى شب بايد شرفياب شوند در همين گردش در عالم فكر به عمل ميامد . البته خانمها هم آنچه از پير استاد داشتند ، در اينموقع به كار ميبردند كه طرف توجه شوند . بعضى از برادرزادهها و خواهرزادهها و دخترعموهاى شاه يا خانمهاى رجال كه با خانمهاى حرم بخصوص خانمهاى جاافتاده ، مانند انيس الدوله و شمس الدوله و امينه - اقدس و در اين اواخر ، خانمباشى ، خصوصيتى داشتند و رفتوآمدى ميكردند ، اگر بودند در اين مواقع شرفياب ميشدند . خلاصه اينكه آنچه زن مشاراليها در اندرون بود ، بايد از حياطها بيرون بيايند و شاه را احاطه كنند .
ناصر الدين شاه مردى زندوست و باصطلاح اروپائى جنتلمن و شواليه گالانى « 1 » بود و با هريك از آنها بمناسبت صحبت ميداشت ميخنديد و زنها را اعم از خودى و بيگانه ميخنداند .
گاهى اگر كارى در بيرون نداشت ، بيكى از اطاقهاى خوابگاه يا تالار بزرگ فتحعلى شاهى ميرفت و مىنشست و با زنها بصحبت وقت ميگذراند .
بزرگترين مجالس تفريح شاه با زنهاى خود ، در اول شب و بعد از شام خوردن بود .
در بهار و تابستان يكى دو ساعت و در زمستانها دو سه ساعت بعد از غروب شاه شام را در اندرون باز هم تنها مىخورد و خواجهباشى شام شاه را از آشپزخانه از خود يا نمايندهء خوانسالار تحويل ميگرفته و بتوسط خواجهها و خدمتكارهاى مخصوص در يكى از اطاقهاى خوابگاه سفره گسترده ميگشت . بعد از شام در شبهائى كه شاه مجلس سرشب برپا ميكرد ، تمام خانمها كه آنها هم در حياطهاى خود شام خورده بودند ، بدون احضار حق داشتند
هامش
( 1 ) -Galant