تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
بود بعرض مىرساند و تا شاه بر تخت نشسته بود و با مخاطب سلام صحبت ميداشت و همچنين تا آخر سلام كه اصناف قشون رژه ميرفتند ، هر دقيقه يكى دو توپ منظما شليك ميشد . در اين سلام نواختن نقاره از بالاى سردر ارگ از لوازم و « چوب بنقاره‌خانهء عيد خوردن » يكى از افعال مركبى بود كه عوام خيلى استعمال كرده ، مثلا وقتى ميخواستند بگويند عيد نوروز كه رسيد حكما بفلان سفر خواهند رفت ، ميگفتند « چوب كه بنقاره‌خانهء عيد بخورد ، ديگر مرا در اين شهر نخواهى ديد . » فرداى اين‌روز ، در جلو حوض ارگ ، نمايش كشتىگيرى و ورزش دائر ميگشت . پهلوانهاى پير و پيش‌كسوت در گوشه‌اى ايستاده هيئت‌منصفهء اين مسابقه را تشكيل ميدادند . شاه هم ببالاخانهء سردر باغ تخت مرمر آمده ، بتماشا مينشست و به آنها كه هنرنمائى ميكردند انعام ميداد . يكى از نمايشهاى اين‌روز پراندن ته كوزهء دهن‌گشاد بضربهء نوك انگشتها بود كه بايد بدون اينكه كوزه از جايش حركت كند ، ته كوزه را با يك ضربت بپرانند . در اين ضمن‌ها تردستى و شيرين‌كاريهاى عامل اين عمل هم كه دو سه كوزه را رويهم گذاشته و ته يكى يكى را مىپراند ، خالى از تماشا نبود . در تمام مدت نمايش يكنفر در حوض بزرگ ارك مشغول شنا و ساير بازيهاى ورزش شناگرى بود .

سيزده‌بدر

سيزدهم نوروز عيد ورزش و تفرج بود . روز يا شب پيش ، هركس به قدر وسع و لزوم تداركى براى اين‌روز ميديد . از صبح اين‌روز خانواده‌هاى شهرى با سماورهاى كوچك و بقچه بسته‌هائى كه در آن خوراكى روزانه را بسته بودند ، خيابانهائى را كه به بيرون شهر ميرفت پر ميكردند . دستهء ديگر كه سيزده‌بدر را فقط براى عصر گذاشته بودند ، از دو سه ساعت بعد از ظهر به اين خيابانها رو مىآوردند . از شهر كه بيرون ميرفتند ، هر دسته‌اى كنار نهر آب و سبزه‌زارى مينشستند . نهار را در زير طاق آسمان و اگر چند درختى گير آورده بودند ، در زير سايهء كم آن صرف ميكردند . آجيل و شيرينى هم چه قبل از نهار و چه بعد از نهار داشتند ، بعلاوه عصرى كاهو با سركه يا سكنجبين و يا سركه‌شيره حكما بايد بخورند . بعضى از خانواده‌هاى نسبة تواناتر رشتهء بريده و نخود و لوبياى پخته و اسفناج خردكردهء شسته در دو سه كيسه و دوغ و كشك در يك كوزه و مقدارى پياز و روغن همراه برده و در يورتى كه براى خود گرفته بودند ، آش رشته‌اى هم ضميمهء ساير خوراكيها ميكردند . سماور آنها از صبح بار بود . شايد اين‌روز ده يك اهل شهر هم در شهر نمىماند و اجمالا هركس تمكن بدنى داشت ، از اين تفريح و تفرج خوددارى نميكرد . خانواده‌هاى اعيان اكثر بباغهاى داخل يا خارج شهر ميرفتند و در آنجا سيزده‌بدر را با تمام لوازم و جزئيات ورگذار ميكردند . مادرم از اقوام و دوستان خود دعوت ميكرد و در باغ بيرون كه نزديك سه‌راه خيابان برق و شهر رى امروز واقع بود ، سيزده‌بدر حسابى برپا ميداشت خانمها بداربست مو كنار ديوار باغ تاب ميبستند و تاب ميخوردند حتى الك‌دولك و توپ