طلائى باسم اشخاص بامضاى ايشيك آقاسىباشى ( وزير تشريفات ) براى رجال درجه اول و دوم و سوم و افسران عالىرتبه تا رتبهء سرتيپى فرستاده مىشد . قبل از ساعت تحويل ، همگى با لباس تمام رسمى حاضر مىشدند ، منجمباشى كه در اينوقت ميرزا عبد الغفار ملقب به نجم الملك « 1 » بود ، رسيدن ساعت و دقيقهء تحويل را اعلام ميكرد .
شاه ، اول علما را كه با آنها مينشست ، پذيرائى ميكرد و بآنها عيدى ميداد . بعد سر صندلى نشسته ، رجال و مستخدمين درجه اول و دوم ، طبقهطبقه ، آمده عيدى ميگرفتند .
يك طبقه كه تمام ميشد ، شاه طبقهء بعديرا خود تعيين ميكرد . مردم حق و حسابدان آندوره در هر طبقهاى كه بودند ، احترام پيشكسوت را رعايت ميكردند و احتياجى بتذكر رئيس تشريفات نداشتند . آنها كه مقدم بودند طبعا جلو ميافتادند .
در دو سال و چند ماه قبل كه بعد از بيست سال ديكتاتورى مجددا دمكراسى به اين مملكت وارد شد ، روزى سلامى خبر كرده بودند . در آنوقت من برحسب امر شاه سابق با داشتن لباس رسمى درجه اول ( وزراء و سفراى كبار و استانداران ) به كار فوقالعادهاى مشغول و براى اينكه حقوق اين كار بايد از وزارتخانهاى پرداخته شود ، جزو اعضاى يكى از وزارتخانهها شده بودم كه بايد با لباس تمامرسمى در اين سلام و در صف اين وزارتخانه بايستم . سايرين مثل اينكه بتعزيه ميخواهند بروند ، عجله كردند كه جا بگيرند . وقتى من بتالار سلام وارد شدم ، صف را قايم كرده بودند . من آخر همه كه جا باز بود ايستادم ، رتبههاى هشت و نه كه بالادست من ايستاده بودند . يكىيكى جا خالى كرده مرا بالا بردند تا بمدير كل وزارتخانه رسيدم ، اگرچه رتبهء من از معاون وزارتخانه هم بالاتر بود ولى وزير در صف وزراء ايستاده و معاون در اينجا قائممقام وزير بود و حقا ميبايست سر صف بايستد . اما آقاى مدير كل با لباس دو درجه پائينتر البته چنين حقى را نداشت و باوجوداين پا سفت كرده و جاى مرا باز نكرد . من ديدم كه الان رئيس تشريفات متوجه شده و البته به او ، ولى ضمنا به من هم كه چرا سر جاى خود نايستادم ، تذكر خواهد داد و اين بىرويگى بوزارت - خانهايكه موقتا بايد جزو اعضاى آن بايستم برميخورد . اين بود كه بآقاى مدير كل گفتم شما سر جاى خود نايستادهايد ، ديدم باوجوداين تذكر باز هم به روى خود نياورد ، پرسيد چطور ؟ من به او جوابى ندادم ولى بلافاصله همانچيزيكه ميخواستم از آن جلوگيرى كرده باشم واقع شد ، رئيس تشريفات جلو آمده ايشان را سر جاى خود واداشت يا بهتر بگويم سر جاى خود نشاند . در صورتى كه مدير كلى آقاى مدير كل هم بواسطهء خصوصيت با وزير سابق و از ساير رتبههاى نه وزارتخانه از حيث قدمت خدمت و مقام اجتماعى ، عقبتر بود . امروز باوجود شيرفهم كردن نظامنامهء تشريفات كه جزئيات را هم تشريح كرده است ، كوچكترها اينكارهاند ، در صورتى كه در آن دوره بدون هيچ نظامنامه و قانونى ، همه حق و حسابدان بودند و پرروترين اشخاص در مقابل پيشكسوت سر تعظيم فرود ميآورد تا چه رسد كه قصد
هامش
( 1 ) - ميرزا عبد الغفار خان نجم الملك در اواخر لقب نجم الملك را به برادرزادهاش داد و خود لقب نجم الدوله گرفت . اين مرحوم جد مادرى آقايان نجم است .