جلو افتادن از او را داشته باشد . ديكتاتورى براى جلوگيرى اين قبيل اشخاص ، از بهشت آمده است .
استاد معلم چو بود كمآزار * خرسكبازند كودكان در بازار
بارى جلو شاه مجموعهء بزرگى از طلا به روى ميزى ميگذاشتند ، در اين مجموعه شاهى سفيد زياد با مقدار كمى پنجهزارى و دو هزارى طلا درهم ريخته بودند ، شاه در پشت اين هرم طلا و نقره نشسته بود و هركس جلو مىآمد ، با دست كه دستكش سفيد هم داشت ، از اين پولها چنگ مىكرد و ميداد . شاه كهنهكار همه را ميشناخت در اينجا هم رعايت اشخاص را كرده و براى آنها كه عدهء زيادترى عيدىبگير داشتند ، چنك خود را پرتر ميكرد « 1 »
عدهء اشخاصيكه در اين ساعت عيدى ميگرفتند ، دويست سيصد نفرى ميشدند . همين كه دادن عيدى تمام ميشد ، شاه برميخاست ، سايرين هم بيرون آمده بخانههاى خود ميرفتند .
در خانه هم سفرهء هفتسين گسترده و منتظر بودند ، آقا كه وارد ميشد ، در نوبت خود بافراد اهل خانه از خانم تا آخرين خانه شاگرد ، از همان شاهى سفيدها عيدى ميداد و سهم نوكرهاى بيرون را نگاه ميداشت تا در موقع مناسب به آنها بدهد . همچنين قسمتى را هم براى خويشان خود نگاه ميداشت و چون اين عيدى از دست شاه خارج شده بود ، همگى گرفتن آن را ولو پنج دانه بود ، شگون دانسته و نظرى بارزش آن نداشتند .
اين شاهى سفيدها در گردش عيد در دستها زياد بود و هر دانهاى سه شاهى دادوستد ميشد . بعد از عيد فقط در طشتك بعضى از صرافان از اين پول يافت ميشد . سال بعد هم هر چه از اين پول لازم بود ، از نو سكه ميزدند . پس اين پولها كجا ميرفت ؟ صرافان دانهاى سه شاهى آنها را ميخريدند و شش تاى آن را يكقران ميفروختند . خريدار اين پولها زوار عتبات بودند ، زيرا در آن صفحات شاهى سفيد بجاى قمرى كه پول خرد رايج عراق عرب بود مصرف ميشد و با قيمت ليره تفاوت صرف داشت .
روز نوروز سلطانى كه اكثر فرداى روز تحويل بود ، طبقات پائينتر مانند خوانين قاجار و سرهنگها و نايب آجودانباشيها و پيشخدمتها و فراشخلوتها و كارمندان بيوتات سلطنتى ، عيدى ميگرفتند . در اين روز نزديك ظهر سلام عام هم منعقد و اصناف و نوكرهاى دولت ، در محلهاى خود ميايستادند . خطيب خطبهء سلام ميخواند ، شاعر شعر تازهاى كه گفته
هامش
( 1 ) - پدرم يكسال مرا مامور شمارهء شاهى سفيدهاى عيدى خود كرد ، هفتصد و چند دانه شاهى سفيد و يك پنجهزارى طلا نصيبش شده بود . ولى مقدارى از اين شاهىها از آنها بوده است كه قبل از تحويل سال بوسيلهء رئيس تشريفات بين حاضرين تقسيم ميشده تا در موقع تحويل ، پول در دست داشته باشند . گويا كاركنان جزو ، در اين اواخر در حساب اين پول كه نشمرده داده ميشد ، زيادهرويهائى به خود اجازه داده و مبلغ آن را خيلى زيادتر از حد عادى قلمداد كردند . ناصر الدين شاه براى جلوگيرى از اين زيادهروى كيسههاى تافته پرتقالىرنگ را كه در هريك براى رجال نفرى سيصد و براى سايرين صد و پنجاه دانه شاهى سفيد ريخته سر آن را با رشتهء نوارمانندى از همان پارچه بسته بودند اختراع كرد . در كيسههاى رجال يك پنجهزارى و در ساير كيسهها يك دو هزارى طلا هم داشت و با اين تدبير حسابى برقرار شد كه آقايان خيلى بىقرق نچرند .