تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 353

مساهمون:

ص٣٥٣
سلطنتى بودند . توپخانه و قورخانه بسعى سپهسالار بباغ ميدان اسب‌دوانى ميرفت . در كنار ديوار خيابان مغرب باغ ، شن‌هائى كه از برگرداندن و بيختن خاك و زمين باغ حاصل شده بود ، براى پهن كردن در خيابانها دسته كرده بودند . يك طاقچه‌اى هم در ديوار بود كه نوك اين تل شن بپاى اين طاقچه ميرسيد . قدرى كه شنها را پس‌وپيش ميكردند ، محل نسبة وسيعى ايجاد ميشد . در اين محل شاه در كف طاقچه كه مىنشست . هم صندلى ميشد و هم نيم چتر بالاى سر . كيسه‌هاى جايزه كه از يك قران تا پنج شاهى بود جلو شاه مرتبا چيده ميشد ، ريسمانى از درخت به ديوار كشيده شده چابك‌سوارها كه هم اسب و هم سوار هر دو بودند ، در پشت اين رشته ميايستادند . رجال دربار هم در طرفين شاه ايستاده بودند ، وزير لشكر اسامى اسبها و چابك‌سوارها را ميخواند ، توپ صدا ميكرد ، رشته برداشته ميشد تا چهار نفر هريك كه زودتر ميرسيدند كيسهء جايزه خود را از دست وزير لشكر گرفته ، بسر گذاشته ، تعظيمى ميكردند و در كنار تل ميايستادند . باز توپ صدا و ختم اسب‌دوانى را اعلام ميكرد . بعد شاه و صدراعظم و تمام رجال و فراشها و چابك‌سوارها دور باغ با هم بدون هيچ تشريفاتى دويده و مسابقه ميكردند و تا نزديك غروب اين تفريح در كار بود و بساط بازى تا سال ديگر نزديك عيد تعطيل ميشد .

عيد نوروز

بشر از خاك آفريده شده و مايهء زندگى او هم از مولدات خاكى است . حيوان هم كه كمك و مايهء تنعم و رفاه زندگى او است ، از خاك خلق شده و از نباتات كه از خاك به عمل ميايد زندگى مىكند . پس روز اول تجديد حيات نباتات ، براى انسان و حيوان و نبات هر سه عيد است . از ملل زنده و مردهء عالم فقط نياكان ما بوده‌اند كه به اين نكتهء طبيعى خلقت برخورده ، نوروز را كه واقعا روز نوى و تازگى زندگى مخلوقات جاندار و بيجان زمين است ، عيد ملى خود قرار داده‌اند . بى جهت نيست كه مرور ازمنه و دهور و تغييرات سياسى و مذهبى و اجتماعى كه در نزد ساير ملل عيدهاى سابق را از بين برده و اعياد جديدى بجاى آن برقرار كرده ، در عيد ملى ما نتوانسته است تغييرى بدهد و تاريخ جهان پير از عهدهء تعيين تاريخى كه اين عيد در نزد ايرانيان برقرار شده ، عاجز است و ايرانيان امروز مثل ايرانيهاى چند هزار سال قبل و حتى آرين‌هاى قبل‌تر از آنها ، روز اول فروردين را كه اولين روز اعتدال بهارى و يكسان شدن شب و روز و پيرايه‌بندى و خودآرائى نيم‌كرهء شمالى زمين است ، عيد ميگيرند . ملل امروزهء عالم ، بواسطهء اختلاط فراوان و پيدا شدن جهات جامعهء زياد در زندگى و درهم شدن سرحدات كشورها و بواسطهء اختراعات تازه‌اى كه پيش آمده است خيلى بهم نزديك شده‌اند . چنانچه باوجود قيود سياسى و مذهبى و اجتماعى ، بخواهند بيشتر بهم نزديك شوند و براى اين نزديكى عيد عمومى در كل دنيا برقرار كنند ، بهتر و مناسبتر از اين‌روز نميتوانند بيابند .
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 353 | عبدالله مستوفى