تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
خواست و باطاق خود كه ميدانيم تالار قلمدانى بين دو حياط است رفت . بعد از رفتن پدرم ، نيمساعتى خانمها مشغول اجراى احاديث كلثوم ننه شدند ، برادرم آقا ميرزا رضا كه از اين چيزها گريزان بود ، براى وقت گذراندن ، با من و آقاى فتح اللّه مستوفى ، مشغول پرسش از اوضاع مسافرت ما شد . بالاخره وقت آن رسيد كه اين عروس و داماد بيچاره را كه در اين دو روز يكدم به خيال خود نگذاشته بودند راحت بگذارند و با كمال افسوس اطاق را خالى كنند .

پاتختى

خانواده‌هائيكه اهل تظاهر بودند ، روز بعد از عروسى هم مجلسى باسم پاتختى ميگرفتند و مطرب هم براى اين‌روز خبر ميكردند . بعد از نهار ، عروس و داماد را به قدر نيمساعتى روى صندلى مينشاندند ، پدر و مادر داماد و خواهر و برادر و خانمهائيكه از خانواده به داماد و پدر محرم بودند ، در اين مجلس هريك به قدر توانائى رقص هم كرده و پاىكوبى و دست‌افشانى مينمودند . در اين‌روز از خانهء عروس كاچى و قيقناق براى عروس و داماد ميآوردند . كاچى حلواى روانى بود كه از آرد و روغن و زعفران و شكر ترتيب ميدادند و قيقناق زرده‌هاى تخم‌مرغ بود كه در روغن سرخ كرده و مقدارى شكر بر آن افزوده بودند . فرستادن اين دو غذا براى عروس و داماد شايد از مراسم ايلاتى و با تركها و قاجاريه بايران آمده باشد . در هر حال براى نان و پنير كمر عروس يك جنبه‌هاى معنوى كه ممكن بود فكر شود نوشتم ، ولى جنبهء مادى اين هديه ، غذاى مقوى چرب و شيرين ، از طرف مادر عروس براى دختر و دامادش بقدرى زياد و در فهماندن مقصود اصلى از اين انتخاب ، بقدرى صريح است كه تشريح آن از عفت قلمى خارج مىشود ، خوانندهء عزيز خود مقصود را درك مىكند . عروس و داماد بايد لامحاله تا سه روز آفتابى نشوند و اگر براى حاجتى ناگزير باشند از حجله خارج شوند ، بايد موقعى را انتخاب كنند كه كسى در حياط نباشد . براى عروس و داماد كه هيچ همديگر را نديده بودند ، لازم بود كه در اين يكهفته يا سه روز از نزديك باخلاق همديگر آشنا شوند . تصديع آنها در حجله بهيچوجه جائز نبود و آنها هم نبايد كسى را ولو از محارم نزديك نزد خود بطلبند .

مادر زن سلام

معهذا بايد داماد صبح بعد از عروسى با مادر زن خود كه البته تا اينوقت او را نديده بود ، ملاقاتى بكند . اين ملاقات براى اظهار رضايت از عروس و رسم بود كه مادر زن هديه‌اى از قبيل ساعت و زنجير طلا يا انگشتر و از اين قبيل چيزها بداماد خود بدهد ، تا ضمنا « تشكرى » هم از داماد به عمل آمده باشد .

تقسيم خلعتى

در يخدانهاى عروس خلعتىهائى براى پدر و مادر و برادرها و خواهرها و عموها و عمه‌ها و رفقاى نزديك داماد ، بخصوص ساقدوش و سلدوش ، حاضر بود كه سه چهار روز بعد از عروسى ، البته با تصويب كس‌وكار داماد فرستاده ميشد . اين خلعتىها عبارت بود از شب‌كلاه ترمه و كيسهء