تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
يك قرآن تمام ختم نكند ، حتى در ميان عوام معروف بود كه هركه قرآنى در ماه رمضان شروع كند و نيمه‌تمام گذارد ، مقروض خواهد شد . نوكرهاى ما همه گركانى و باسواد بودند و وقتى از پشت اطاق آنها ميگذشتى ، صداى زمزمهء قرآن‌خوانى آنها بلند بود . مسجدها عموما پر ميشد ، مردم از هر طبقه و هر صنف نماز ظهر و عصر را به جماعت ميخواندند . بعد از نماز امام مسجد اگر از اهل فضل بود ، خود بمنبر ميرفت و مردم را موعظه ميكرد . چنانچه باصطلاح دست منبر نداشت ، واعظ ديگرى از واعظهاى شهر دعوت شده بود كه بعد از نماز براى مردم موعظه كند . روزهاى جمعه و احياها بمناسبت تعطيل مساجد پرجمعيت‌تر از ساير روزها ميشد . بعضى از مقدسين هم بودند كه قبل از افطار به مسجد رفته ، نماز مغرب و عشا را هم به جماعت ميخواندند و بعضى كه خيلى مقدس بودند ، صبحها هم همين كار را ميكردند ولى صبح و مغرب و عشا ديگر بعد از نماز موعظه در كار نبود . زيرا احتياج بخواب و خوراك محلى براى شنيدن وعظ باقى نميگذاشت و مؤمن بعجله خود را به خانه مىرساند كه سر سفرهء دراز ، پهن و يا در رختخواب پهن ، دراز شود . شبهاى ماه رمضان را بخصوص در تابستان ، مردم تا صبح بيدار ميماندند و اين كار در تمام طبقات مرسوم بود . بعضى مشغول عبادت و خواندن دعا و قرآن ميشدند و براى درك ثواب هر شب تا صبح بيدار ميماندند « 1 » ، زمره‌اى ، شبها بيدار ميماندند كه صبح‌ها لامحاله تا نزديك ظهر بتوانند بخوابند و اثر روزه در آنها كمتر باشد . بالاخره دستهء سومى هم بودند كه شب را بقمار صبح ميكردند و ميگفتند اگر به اين سرگرمى مشغول نشوند ، ناچارند بخوابند و روز ديگر خواب نميروند و روزه براى آنها مشكل خواهد شد . اين دسته بيشتر اعيانزاده‌ها بودند ولى روزه را در هرحال ميگرفتند و اگر اشخاصى بودند كه ميخواستند طفره بروند ، چون حتى در خانهء خود هم جائى نداشتند كه روزه‌خورى كنند ، ناچار بودند همرنگ جماعت باشند . مرحوم احمد منشور ميگفت با برادرم « موقر » شبى در مجلس قمار تا صبح مشغول بوديم ، چون بسحرى نرسيديم روزه را خورده بعد به منزل آمديم ، خبر روزه‌خورى ما زودتر از خودمان به منزل رسيده بود ، همين كه وارد شديم مادرم از ما رو گرفت ، چند روز با ما مثل جذاميها رفتار ميكردند ، قدغن شده بود نوكر و خدمتكار دوروور ما نميآمدند ، غذا كه براى ما ميآوردند ، در اطاق گذاشته فرار ميكردند ، ظرفهاى غذاى ما را عليحده و مخصوصا در حضور ما كنار حوض خاكمال ميكردند ، تا بالاخره بوساطت برادرهاى بزرگتر ما را توبه رسمى دادند ، آنوقت ما را بعضويت خانه پذيرفتند . مسافرى كه بعد از ظهر به شهر وارد شده و روزه نبود ، اگر از خانه بيرون ميرفت ، تا برگشتن به خانه لب‌خشك بود .
هامش
( 1 ) - چون ليلة القدر كه عبادتش بهتر از هزار ماه است در ماه رمضان مىباشد ، به اين جهت مقدسين تمام شبهاى ماه رمضان را عبادت ميكنند تا در هرحال ثواب شب قدر را درك كند . سيد بن طاوس صاحب كتاب اقبال يكسال تمام شب‌زنده‌دارى كرده است تا بنابر قول ضعيفى كه شب قدر در بين شبهاى تمام سال مخفى است ، عمل و ثواب عبادت در آنشب را درك كرده باشد .