بعيد الزهراء موسوم بود زيرا بروايات شيعه عمر بيشتر از باقى متحدين به حضرت صديقه سلام اللّه عليها اذيت و آزار روا داشته « و هى ( فاطمه ) ماتت مغضّبة بهما ( ابو بكر و عمر ) » قول ابن ابى الحديد كه يكى از رجال سنت و جماعت است مؤيد اين گفته است .
از طرف دولت گاهبگاه جارچى راه افتاده ، آتشبازى و هيكلسوزى را قدغن ميكرد .
ولى مردم اعتنائى به اين امر شاه مستبد نكرده كار خود را ميكردند . خانم عزت الدوله خواهر شاه و زن مشير الدوله وزير امور خارجه ، اين عيد را از همه بيشتر و با سروصداتر ميگرفت . حتى همان جارچى هم در بين دو جار خود از بدگوئى و متلكپرانى بدشمنان خاندان رسالت كوتاه نمىآمد .
برائتجوئى از دشمنان خاندان رسالت و اينقدر تظاهر عمومى در اين كار چون بعدهء زيادى از مسلمانان كه به اين آقايان معتقدند برميخورد ، شايد قدرى زيادى بود و موقوف شدن اين رسم از كارهاى خوب پنجاه سالهء اخير است . ولى چه خوب بود كه اگر ممكن ميشد ، روز فوت اسكندر و چنگيز را تعيين ميكرديم و حالا كه باحترام ساير همدينان خود عيد نهم ربيع الاول را ترك گفتهايم ، اين دو روز را عيد خنده بگيريم .
ماه رمضان
ديگر از اوقاتى كه ما خيلى مترصد رسيدن آن بوديم ، ماه رمضان بود . زيرا در اين ماه هم در وضع زندگى عمومى و خصوصى تغييراتى حاصل ميگشت و مقصود اصلى ما كه تخفيف از ساعات مكتب باشد بيشتر از ماهء محرم و صفر بود . بالاختصاس كه از وقتىكه من بسن تميز رسيده بودم ، اين ماه در تابستان بود . هم خوراكى در خانه فراوان بود و هم ما وقت بازى و تفريح زيادترى در اختيار خود داشتيم .
صبحها در حدود دو به ظهر مانده بمكتب ميرفتيم ، تا اينوقت روزهدارها و از جمله آخوند خواب بودند . نزديك ظهر براى نهار خوردن ما مكتبخانه تعطيل ميشد و سه ساعت بعد از ظهر هم تا پنج كروكرى ميكرد و از اين ساعت تا فردا صبح آزاد بوديم . در مكتبخانه درس حسابى خوانده نميشد ، در عوض درس ، آخوند مسئلههاى فقهى خيلى ابتدائى از نماز و روزه و غيره ميگفت . وقتى قدرى بزرگتر شده بوديم تجويد قرآن هم ضميمه ميشد . روزهاى جمعه و احياها هم كه تعطيل بود ، براى نماز جماعت لله يا آخوند ما را به نماز جماعت هم ميبردند و هريك از من و برادرم را در يك طرف خود جا ميدادند كه رسم نماز خواندن به جماعت را ياد بگيريم .
ماه رمضان ماه قرآنخوانى است ، بعضى بودند كه هر روز يك قرآن تمام ميخواندند اينها اكثر اشخاصى بودند كه قرآن استيجارى ميخواندند و در مقابل هر قرآن تمام منتهى دو قران گرفته براى پدر يا مادر يا برادر موجر نيابتا قرآن ميخواندند . بعضى از اهل خير قبل از ماه چندين جلد قرآن خريده به اين و آن ميدادند و بيشتر زنها و مردمان پولدار بيسواد به اين خيرات اقدام ميكردند تا حالا كه خود از قرآن خواندن محرومند ، وسيلهء قرائت براى سايرين تدارك كرده باشند . كمتر كسى بود كه سواد داشته باشد و ماه رمضان