و سراب و اردبيل و خلخال وارد ميكنيم . زيرا وضع امروزه ، زندگى نيست بلكه جانكندن است و هرچه زودتر بايد باصلاح آن پرداخت . اگر راهى نزديكتر از اين به مقصود داريد ، بسم اللّه پيشنهاد كنيد تا همگى دنبال آن برويم . من بعد از شصت هفتاد سال تنسك مسلمانى ، به قدر سهم خود شرط ميكنم ، اگر ايمان به شيطان را هم بپسنديد ، بيچون و چرا دنبال فراهم كردن لوازم آن ( البته براى توده نه براى خود ) بروم . ولى از جوانها هم توقع دارم اگر پيشنهاد مرا پسنديدند ، بىغرغر و نقنق كمر همت بتدارك لوازم آن بهبندند تا آنچه « يك دسته ميريسد دستهء ديگر پنبه نكند » « 1 »
عيد خنده
بعد از دو ماه نوحه و زارى ، لازم بود مردم قدرى هم بخندند و براى اين كار روز وفات عمر بن خطاب را كه بر اثر ضربههاى كارد دو سر ابو لولؤ ايرانى ، غلام مغيرة بن شعبه ، بدرود زندگى گفته است انتخاب كرده بودند .
فوت عمر بموجب نقل متفق عليه تمام مورخين ، در دههء آخر ذيحجه اتفاق افتاده است . پيش افتادن خبر واحدى كه مجلسى در زاد المعاد نوشته و وقوع اين حادثه را نهم ربيع الاول تعيين كرده است ، ظاهرا براى همان حاجت بخنده و تفريح ، بعد از دو ماه عزادارى و سوگوارى است .
تولّا و تبرّا جزء مذهب شيعه و دو اصل از فروع دين شيعيان است . شيعهء بىتبرا ، به شاهزادهء سوسياليست و دمكرات و سيد سنى ميماند كه آنچه ميگويد و مىكند از راه شيادى يا از راه نادانى و يا ناتوانى است .
اظهار برائت از دشمنان خاندان پيامبر ، بر خلاف عقيدهء طبقهء منور الفكر امروزه كه اكثر در نوشتجات خود هم متذكر ميشوند ، چيزى نيست كه تازه وارد مذهب شيعه شده باشد ، پيغمبر در مراجعت از سفر آخر خود به مكه در حضور هشتاد هزار نفر از وجوه مسلمانها ، در غدير خم ، بامر تهديدآميز
« يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ
« 2 »
»
پسرعمو و داماد و پدر فرزندان خود ، على بن ابيطالب را بعد از خود بامارت مؤمنين و رياست جامعهء مسلمانان نصب كرد . بعضى از اصحاب كه اسلام و ايمان آنها براى نيل بمقام رياست بود ، اين انتصاب را نپسنديده با هم تبانى كردند كه بعد از پيغمبر اين امر را از مركز خود برگردانند و بين خود دستبهدست بگردانند . اين بود
هامش
( 1 ) - پنبه كردن رشته ، كنايه از اقداماتى است كه براى تخريب كار شخص ديگرى كه مشغول انجام همان كار است به عمل آورند و اين كنايه را بيشتر در مواردى استعمال ميكنند كه دو نفر كه مقصود اصلى هر دو يكى است ، طورى رفتار نمايند كه عمليات يكى موجب بىاثر شدن عمليات ديگرى باشد . اصل اين مثل عربى است كه به فارسى ترجمه و مصطلح شده در خطبهء معروف حضرت زينب خاتون سلام إله عليها خطاب باهل كوفه است ميفرمايد « مثل زنى كه رشته خود را پنبه كند ، شما هم بعد از مسلمانى چه و چه و چه ، . . . كرديد . آن بزرگوار هم اين كنايه را از قرآن كريم اتخاذ فرموده است .
( 2 ) - سورة المائده آيهء 67