تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
اين عزاداريها را اهالى محل كه خانهء آنها وسعت بساط روضه‌خوانى حتى در شب‌هاى جمعه هم نداشت و ميخواستند به ثواب برسند ، ميدادند و چون عده زياد بود پول معتنابهى جمع ميشد . بعضى كه هيچ پول نداشتند يا نميخواستند بدهند ، لوازم و اسباب از قبيل چراغ و پردهء گلدوزى و ميز و سماور و اسباب چاى و از اين قبيل چيزها ميدادند و طاقنماهاى تكيه با اين لوازم تزيين ميشد . هر طاقنمائى در ادارهء يكى از نيمه بابا شمل‌ها بود ، سعى و همت او در جمع‌آورى اسباب و لوازم خيلى مداخله داشت و البته رقابت هم در كار ميامد و اين تكيه‌ها كه در هشت نه روز پيش از محرم زبيل‌دانى بيش نبود ، بقشنگترين مكان مبدل ميگشت . شبها متصدى هر طاقنما از واردين پذيرائى ميكرد ، به مجرد ورود وارد ، بعد از دادن گلاب ، در سينى كوچك ورشو و نعلبكى بلور ، قهوه و قند سائيده تقديم و سپس اگر تابستان بود فورا شربت و اگر زمستان بود چاى مياوردند . وارد قليانكش بود يا نبود قليان سروپا آب‌چكان تميزى پذيرائى را ختم ميكرد . مصارف هر طاقنما را صاحب طاقنما از كيسهء خود ميداد و پولهائيكه جمع شده بود ، براى مصارف عمومى تكيه بود . در بعضى از تكيه‌هاى بزرگتر ، يك طاقنما را با اسباب و ادوات درويشى از قبيل پوست تخت و كشكول و بوق و من تشا و تسبيح زينت و بتبعيت پوست تخت ، پوست پلنگ و خرس و روباه و سمور هم بااينكه با ادوات درويشى مناسبت نداشت ، جزو اين تزيينات وارد ميكردند . در اين طاقنما يكنفر بندهاى اشعار محتشم را كه در مرثيه تاكنون به از او كسى شعر نسروده است ميخواند . گاهى اگر تكيه خيلى بزرگ بود ، اين طاقنماى درويشى دو تا ميشد و در هريك يك محتشم - خوان نشسته ، اشعار يك بند محتشم را بطور سئوال و جواب متناوبا ميخواندند . در صحن تكيه غير از جلو طاقنماها كه براى پذيرائى واردين مهيا بود ، عده‌اى نشسته ، منتظر رسيدن وقت سينه‌زنى بودند و دمبدم با صداى بلند صلوات دسته‌جمعى ميفرستادند . اين بساط تا ده شب برپا بود . روزها در اين تكيه‌ها تعزيه‌خوانى ميشد و ساعات تعزيه را طورى مرتب ميكردند كه شش هفت دسته تعزيه‌خوانى كه در شهر بود ، بهمه‌جا برسند . معين البكاء و دستهء دولتى هم اگر تعزيه‌خوانى تكيهء دولتى و رجال و اعيان وقتى برايش باقى ميگذاشت ، تعزيهء تكيه‌هاى مهم شهر را هم ، مثل سيد ناصر الدين و حياط شاهى ، كه در آنها باسم نائب السلطنه تعزيه‌خوانى ميشد قبول ميكرد . در دههء اول محرم ، سر هم رفته ، بين دويست سيصد از اين مجالس تعزيه‌دارى اعم از روضهء خانه‌هاى اعيان و تكيه‌هاى محل ، در شهر تهران دائر بود . در دو دههء ديگر محرم و دو دههء اول صفر ، البته روضه‌خوانى بود ولى نه باندازهء دههء اول محرم . در دههء آخر صفر هم بمناسبت اربعين و روز بيست و هشتم ، شهادت حضرت امام حسن مجتبى ، و روز بيست و و نهم ، وفات پيغمبر ، باز روضه‌خوانى و دسته‌گردانى تجديد ميشد ولى مثل دههء اول محرم خيلى زياد نبود .

چهل و يك منبر

روشن كردن شمع و چراغ در مساجد و مشاهد مشرفه كه در حكم مساجدند ، استحباب شرعى و منطق صحيح دارد . ولى روشن كردن