چهار نفرى در حالتى كه نوحه ميخواندند وارد شدند . همآهنگى صداى زير بچه و صداى بم مردها و قدم آهسته و آرام آنها ، بر همينه و شكوه هيئت ميافزود . در اينوقت تصنيفى در كارعمل « 1 » چهارگاه متداول بود كه از روى آن نوحهاى ساخته و ميخواندند كه عبارات آن بقرار ذيل بود .
بزن چهچه بلبل بلبل * گل بگلستان آمد
بيا پيچان سنبل سنبل * نوبت بستان آمد
بنال اى عندليب ! * از داغ اكبر شب و روز
فغان كن اى قمرى ! * از هجر اصغر شب و روز
اينها دور تمامى بدور تخت زده و از پلههاى وسط كه روبروى غرفه شاه بود بالا رفتند و با امر و اشارهء معين البكاء هريك در ناحيهاى از اين تخت بزرگ بر صندلىهائيكه روكش طلا داشت و قبلا با رعايت تناسب با تعزيه اين گوشه و آن گوشه گذاشته شده بود قرار گرفتند .
بچهها هم در ناحيهاى درهم روى زمين نشستند و تعزيه شروع شد . نظرم نيست چه تعزيهاى بود ، در هرحال در وسط تعزيه آبدارى و قبل منقل و بارهاى چادر و يخدان و سوارهاى زرينكمر و كشيكخانه و شاطرها و زنبوركچىها هم بمناسبت وارد تكيه شدند و دورى زده خارج گشتند .
معين البكاء نسخههاى نقش تمام شبيهخوانها را همراه داشت كه به شكل يك دستهء يكرطلى كاغذ ، مرتب كرده و بجلو شال خود جا داده بود . اين كار محض احتياط بود كه اگر
هامش
( 1 ) - روزى از خيابان باب همايون ميگذشتم يكى از رفقا رسيد مرا باسم خواند با هم سلام و تعارفى كرديم همين كه از هم جدا شديم ، شخص ديگرى جلو آمده بعد از بجا آوردن احترام پرسيد شما مستوفى نويسندهء كتاب شرح زندگانى من هستيد ؟ . . گفتم بلى - گفت من يكى از خوانندگان كتاب شما هستم ، چون خودم ويلن ميزنم از موسيقى بىخبر نيستم ولى تصنيف كار - عمل را ندانستم چيست كه شما در چند جاى كتاب به آن اشاره كردهايد . از بعضى هم كه پرسيدهام جواب درستى نشنيدهام ، راهى نداشتم كه شما را بيابم ، حالا برحسب تصادف اين شخص اسم شما را صدا كرد ، اينست كه به خود اجازه دادم كه بدون معارفهء قبلى نزديك بيايم و از خود شما بپرسم . گفتم چون اهل موسيقى هستيد البته ميدانيد كه هر تصنيفى بيك آوازى مىخورد ولى بعضى از تصنيفها كه كار استادان موسيقى باشد ، طورى تنظيم شده است كه نهتنها بآوازى مىخورد بلكه حاوى و شامل تمام يا اكثر گوشههاى آن آواز هم هست . اين تصنيف كامل العيار را قدما تصنيف كارعمل موسوم كردهاند . در رنگها هم همين « كارعمل » و « غير كارعمل » را داشتند و به كار ميبستند .
فعلا در پيشدرآمدها ميتوان كارعمل و غير كارعمل را تشخيص داد . . . اين سئوال از طرف يكنفر ساززن مرا به اين حاشيه واداشته است و الا از قدما هركس پاى ساز نشسته باشد تصنيف و رنگ كارعمل را ميداند .