خوراكى كه شيرينى و طعم ترشى و رگ تلخى دارد ، نه شكمى سير مىكند و نهچندان چيز خوشطعمى است . شيرينى آن از مادهء قندى است كه در خود گندم وجود دارد ولى پيرزنها ميگفتند شيرينى آن بواسطهء انگشتى است كه صديقهء طاهره به ديگ مىزند و نشانهء آن را هم روى ديگ نشان ميدادند . در حال قوام كه بايد آتش زير ديگ ملايم باشد ، گلولههاى بخار از ته ديگ بالا ميآيد و روى ديگ بعد از وقفهاى ميتركد ، اثر اين گلولههاى بخار را جاى انگشت و شيرينى سمنو را از اين وانمود مىكردند و خانم خانه هم باور مينمود . براى آمدن حضرت صديقه جهت اين شيرينكارى ، تشريفاتى هم معمول بود . مطبخ را آب و جارو كرده ، سجاده و جانمازى پهن ميكردند و بدر و ديوار گلاب ميافشاندند و مطبخ را خلوت ميكردند ، فقط ماما شملى كه سر كار پخت سمنو بود ، در گوشهء مطبخ نشسته مشغول ذكر ميشد . تا او اجازهء ورود نميداد ، به اين مكان مقدس كسى حق نداشت وارد شود . پس از نيمساعتى كه گلولههاى بخار اثر چند انگشتى روى سطح محتويات ديگ ايجاد ميكرد ، زنك در را باز ميكرد . اهالى خانه بدرون مطبخ آمده ، زن صالحه با سلام و صلوات در ديك را بلند ميكرد و آثار انگشت را نشان ميداد . اگر برحسب تصادف عدهء آنها پنج و بهم نزديك و ممكن بود باثر تمام پنج انگشت تعبير شود ، كه اعجاز به حد كمال ميرسيد . عفيفهء صالحه اظهار ميداشت كه « من مشغول ذكر بودم ، چشمم گرم شد و چرتى زدم ، يك مرتبه تكانى خورده ديدم مطبخ مثل روز روشن و بوى عطر تمام فضا را پر كرده است . اين بود كه برخاسته و شما را خبر كردم . حالا بشكرانهء اين اعجاز بايد خانم براى سلامتى آقازادهها فلان صدقه يا فلان نذر را اضافه كند . حتى بعضى قبل از اجراى اين تشريفات نذرى ميكردند و بماما شمل توصيه مينمودند كه در وقت حضور حضرت صديقه كه مظان استجابت دعا است ، مطلب آنها را هم در نظر بياورد و اگر چنين توصيهء قبلى شده بود ، زنك شرحى با آبوتاب زياد از عرض حاجتمند ذكر و يك ديگ ديگر سمنو در خانهء ديگرى به راه ميافتاد .
سمنو مطبوخ طبيعى است كه جز ديگ و گندم و سوخت لوازم ديگرى ندارد و از حرف واوى كه در آخر دارد ، چنين برميآيد كه مانند برشتو از جنوب بشمال ايران سرايت كرده و شايد قديمترين مطبوخ ملى باشد . يكى از هفتسينهاى سفره عيد نوروز هم سمنو است كه در ساعات نزديك تحويل سال دورهگردها آن را به گل هفتسين توصيف ميكنند و هركس بتواند ، سفرهء عيد خود را به اين خوراك ملى مىآرايد . محتمل است كه مانند سلام و صلوات در موقع « چراغ روشن » و قسم بروشنائى چراغ بصيغهء « به اين سوى سلمان » ( قسم عادى مرحوم مجد الدوله ) و سفرهء سبزى « 1 » ، اين مطبوخ نيز از غذاهاى متبرك قديمى ايران باشد كه رنگ و روى مسلمانى به خود گرفته و داخل نذرهاى مذهبى شده است . چنان كه نذرى آجيل
هامش
( 1 ) - اين نذرى در كرمان معمول است . سر كار اين سفره هم اكثر پيرزنهاى زرتشتى هستند كه مستحبات و واجبات آن را بلدند . سفره محتوى همهگونه خوراكى از غذاهاى سرد تا آجيل و شيرينى است و بالاختصاص اقسام سبزى خوردن و نان و پنير از لوازم آنست .