همگى به قصد فرار افتادند و از جا برخاستند ، اما بكجا فرار كنند ؟ دم در حياط كه البته عدهء لازم فراش گماشته شده است پس مناسب اين است كه از پشتبام بخانهء همسايهها رفته در آنجاها مختفى گردند . به اين قصد همگى دست به دو گذاشته دم پلكان بام حياط ازدحام كردند .
شكستن يك گوشهء مجلس باقى خالى الذهنها را هم بتشويش انداخت ، آنها هم بدون اراده از جا برخاستند و به سمت در حياط هجوم آوردند ، حاجى آقاى صاحبخانه حيرتزده دم در جلو آنها را گرفت . مجلس برهمخوردگى عجيبى پيدا كرده بود و هيچكس سبب آن را نميدانست پس از مدتى ازدحام و دادوقال ، حاجى علينقى توانست بوسيلهء پرسش از نانواها اصل قضيه را كشف كند و نانواها را از اشتباه درآورده آنها را بنشاند و مجلس را بنظم درآورد . بعد از آرام شدن مجلس ، حاجى سيد حسن بالاى منبر رفت و قدرى نانواها را نصيحت كرد و حساب شدن ضرر تصورى آنها را در ارزان كردن نان پاى صرف تعزيهدارى آنها در آن دنيا ضمانت كرد و نانواها هم بعد از ختم مجلس بدون هيچ تشريفاتى طبق ميل وزير نان را ارزان كردند .
نذرى
روز تاسوعا و عاشورا گذشته از مشغوليات روضه ، ما مشغلهء ديگرى هم داشتيم و آن كمك بتقسيم نذرى بود . پدرم نميدانم در نتيجهء چه پيش آمد و در چه دورهاى از ادوار زندگى خود نذرى كرده بود كه در هريك از اين دو روز پنجاه من برنج پلو ميكردند و بمردم ميدادند « 1 » . اين نذرى در پنج شش ديگ بزرگ ريخته ميشد ، ديگ اول آن سه ساعت به ظهر مانده حاضر بود . اين ديگ براى اشخاصى كه از روزهاى قبل بتوسط خدمتكارها و نوكرها ظرف فرستاده بودند تخصيص داشت . ديگ دوم را در ظرفهاى خانه ميكشيدند و براى همسايهها و اقوام بدر خانه ها ميفرستادند . ديگ سوم و چهارم بين فقرائى كه دم در ميآمدند تقسيم ميشد . پنجم و ششم كه در حدود ظهر تا يكساعت بعد از ظهر از كار درميآمد ، مخصوص اهل خانه و كس و كار آنها بود . مادرم در سر تقسيم حاضر ميشد كه بىاعتدالى در قسمت كردن پديد نيايد . ما هم در گرفتن ظرف خالى فقرا و برگرداندن ظرف پر به اين كار خير كمك ميكرديم . اين نذرى عبارت بود از پلو ساده كه گوشت و ادويه ، خورش آن ميشد . بر فرض كه ببعضى گوشت هم كم ميرسيد ، خود پلو غذاى چربونرمى بود مخصوصا تهديگهاى خوبى داشت كه آنها را هم پارچهپارچه كرده روى تقسيمات ميگذاشتند « 2 » . گاهى هم اتفاق ميافتاد كه فقير دم در ظرفى نداشت و يك پارچه نان سنگك كار ظرف را انجام ميداد .
ما بچهها هم هريك نذرى داشتيم ، نذرى من چلو و خورش قرمهسبزى و عبارت از چهار من برنج بود كه روز 28 صفر ( روز شهادت حضرت امام حسن سلام اللّه عليه )
هامش
( 1 ) - در تفسير آيهء« وَ فِي أَمْوالِهِمْ حَقٌّ لِلسَّائِلِ وَ الْمَحْرُومِ »( سورة الذاريات آيه 19 ) از راسخون در علم روايت شده است كه مؤمن دارنده بايد ميزان معينى از مال خود براى سائل و محروم معين كند كه در سال يا ماه يا هفته يا روز مرتبا بپردازد . شايد پدرم نذرى هم نداشته و بموجب تفسير اين آيه بوده است كه در روز معين از سال ، اين مقدار برنج را بسائل و محروم ميخورانده است .
( 2 ) - معلوم است تهديگ ديگ اول به تقسيمات ديگ دوم ميرسيد و همينطور تا آخر .