تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
بطوريكه در خانهء او عصرها و شبها هر دو روضه برپا ميگشت . خانهء ميرزا محمود در كوچهء در اندرونى خانه‌هاى ما واقع بود و از خانه‌هاى عالى زمان بشمار ميآمد . در سمت شمال حياط بيرونى ، يك جفت تالار هشت در چهار و نيم وصل بهم داشت . تالار جلو آينه‌كارى و به ديوار تالار عقبى كاغذ منقش چسبانده بودند . تالار جلو بوسيلهء هفت دهنه ارسى از حياط جلو نور ميگرفت و هفت دهنه ارسى هم از تالار عقبى رو بحياط عقب باز ميشد و هفت دهنه ارسى ديگر دو اطاق را بهم مربوط كرده و اين دو تالار را ممكن بود مبدل بيك مجلس بكنند . سرتاسر عرض دو تالار ، تالار سومى ساخته بودند كه نه ذرع طول پيدا كرده و عرض آن باز چهار ذرع و يك چارك بود . بمد زمان كناره و سرانداز نمد و ميانفرش قالى در اين اطاقها افكنده و بجاى روفرشى قاليچه‌هاى گرانبها گسترده بودند . از سقف هريك از تالارها سه چهلچراغ بلورين آويخته و بمجرديهاى بين قسمت ارسيها ، جارهاى ديواركوب نصب شده و مجلس روضهء شب در اين سه تالار منعقد ميگشت . سمت حياط بزرگ ، در گوشهء سه دهنهء ارسى وسط ، منبر دو پله‌اى ميگذاشتند و واردين دورتادور اين دو تالار مىنشستند . از نيمساعت بعد از مغرب تا سه ساعت از شب گذشته چهار نفر واعظ و روضه‌خوان درجه اول شهر روضه ميخواندند ، آخرى باصطلاح « يا اللّه » گفته مجلس ختم ميشد . بعد از دادن شربت ، آفتابه لگن براى دست‌شوئى ميآوردند و درهاى تالار سفره‌خانه به دو تالار گشوده ميگشت و حضار سر شام ميرفتند . سفره‌اى بعرض و طول تالار منهاى يك آدم‌نشين ، گسترده شده در آن سى قاب سه چاركى با لوازم حاضر كرده بودند . ظرفها ، چينى درجهء اول بود كه برادرم براى روضه‌خوانى سفارش داده بود از اروپا آورده بودند . اين سى قاب سى قدح دوغ و شربت و شصت ظرف خورش و از آبگوشت و آش و كوكو و كباب و مرغ و بورانى و حلوا و خربزه و مربا و پنير و ترشى هريك سى ظرف و سى تا نان سنگك كه نان يخه‌دار ميگفتند از لوازمش بود . خورشها يك ثلثش مسمن مرغ و دو ثلث ديگر بين قيمه و سبزى قسمت شده بود . در يك سمت قسمت خالى ميان اين سفره ، يك مجموعهء پلو دو سه منى و در سمت ديگر چند قدح آبگوشت و بالاخره در وسط چندين تنگ دوغ و شربت آماده بود كه در بشقابها و كاسه‌هاى كوچك و گيلاسهاى پايه‌ورشو بوسيلهء پيشخدمتهاى مربوط بمهمانها تقديم ميشد و اين آبگوشت بمنزلهء سوپى بود كه امروز در همهء سفره‌ها معمول است . در اينوقت كارد و چنگال در سر سفره معمول نبوده و شستن دست قبل از غذا كار كارد و چنگال را ميكرد . ظرفهاى خورش و آش تماما قاشق خاص خود را داشت ولى در دوغ و شربت چاره‌اى جز اشتراك در قاشق نبود . اختراع اين بساط شربت‌خورى در وسط سفره براى همين بود كه اشخاصى كه ميل ندارند از قاشق دم‌زدهء ديگران شربت بخورند تشنگى نكشند . در اطاق وسط سه‌قسمتى رو بمشرق حياط جلو هم يك سفره ده قابى با تمام لوازم ميافتاد . اين سفره مال جوانهاى خانواده و بستگان و حاشيه بود كه اگر در اطاق سفره -