تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
مذهب تظاهر بشعارهاى اين مذهب را براى پيشرفت مقاصد سياسى خود كه از بين بردن راه و رسم خلافت بود ، وسيله قرار داده بودند . از جمله دسته‌گردانى روز عاشوراست كه از زمان عضد الدوله ديلمى شيوع يافته است . بعد از ديالمه هروقت تشيع در ايران رواجى ميگرفت دسته‌گردانى روز عاشورا هم به راه ميافتاد تا بالاخره از مراسم عزادارى محسوب شد . شايد در زمان ديلميها به جهت نمايش عدهء شيعه‌ها در مقابل اهل سنت و جماعت ، اين‌كار لازم و ممكن بود يكى از شعائر مذهب شيعه بشمار بيايد ولى در دوره‌هاى بعد كه اكثريت و بالاخره تمام مردم ايران شيعه شده بودند ، پيروى اين شعار البته كار لازمى نبود . ولى چون عادت شده بود و ضررى هم به جائى نميرساند ، يكى از اركان عزادارى محسوب گرديد . سينه‌زنهاى محلات براى اظهار ارادت بخاندان رسالت ، دسته‌گردانى را هم از خصائص عزادارى خود قرار دادند و كم‌كم هر محله‌اى براى خود علامتى اتخاذ كرد . همين كه علم حركت ميكرد افراد اينكاره « 1 » اهل محل از دنبال به راه افتاده و ضمنا سينه‌زنى و نوحه‌خوانى معمولى خود را به اين دسته‌گردانى ضميمه كردند و بالاخره در دورهء مظفر الدين شاه كار بالا گرفت و شبيه - هاى وقعهء طف را ، از مخالف و موألف ساخته بر اسب و شتر سوار ميكردند و همراه اين دسته‌ها ميگرداندند . حتى در دورهء مشروطه اين دسته‌گردانى براى انتشار اسم وكيل و وزير ، سهل است نيل بمقام سلطنت هم وسيله گرديد . البته همين كه كار باينجاها رسيد حشو و زوائد بيشتر از اصل مقصود خودنمائى مىكند و موضوع رقابت اهل يك محله با محلهء ديگر در كار آمده در اين قسمت هم كار از خرك درميرود . حتى گاهى در سر جلو و عقب رفتن « علومت » ( علم محله ) كار بزدوخورد هم ميرسيد و براى كار ثواب سر و دست هم ميشكستند . در زمان ناصر الدين شاه وقتى در سر جلو و عقب رفتن دو تا از دسته‌ها بين افراد آنها نزاع و كار بزدوخورد كشيده ، چندين فقره سر و دست از طرفين شكست . قضيه با اسامى رؤساى دو دسته بشاه رسيد . شاه در اسامى اشخاص دقت كرد ، بعضى دو اسمى و برخى يك اسمى بودند . ريز صورت مجازاتى بطوركلى ، براى هريك از يك اسميها و دو اسميها معين ولى مجازات يك اسميها را كمتر از دو اسميها تعيين نمود . يكى از نويسندگان امروز در شرح حال تيمورتاش و رفتار جابرانهء او در حكومت گيلان نسبت بعده‌اى كه بتهمت ضديت با حكومت گرفتار شده و بدون هيچ تحقيق در پاى اسم بعضى از آنها علامت قرمز گذاشته و امر باعدام آنها داده بود ، كار ناصر الدين شاه را بطور مقدمه نوشته و گريز برفتار اين حاكم عادل زده بود . ولى بين حكم ناصر الدين شاه و حكم حاكم گيلان فرق بسيار است كه با هم قابل مقايسه نيست . شاه كهنه‌كار خوب فهميده بود كه اشخاص يك اسمى مثل تقى و نقى و حسن و حسين غير از اشخاص دو اسمى مثل عبد اللّه بيغم
هامش
( 1 ) - اصطلاح « اينكاره » كه امروز البته غير از مقرمطنويسها همه استعمالش ميكنند ، در نوشتجات سى چهل سال قبل نيست و البته اگر در زبان فارسى لغت و اصطلاحى براى افاده اين مفهوم موجود و از اين اصطلاح كوتاه‌تر و براى بيان مقصود رساتر بود ، « اينكاره » به اين زودى و آسانى رواج پيدا نميكرد .