تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى ) — صفحة 277

مساهمون:

ص٢٧٧
وا حسين ! ) و حيدر ! صفدر ! كه قبل از تيغ‌زنى معمولا ميگفتند ، ذكر تركى و هميشه تركهاى معتقد بوده‌اند كه به اين عزادارى ميپرداخته‌اند و اهالى عراق اگر هم در اين عزادارى شركتى ميكرده‌اند ، خيلى از حيث نفرات بىاهميت بوده‌اند . در دورهء اعليحضرت شاه سابق هم كه حقا نظميهء شهرها از اين كار جلوگيرى ميكرد ، مردم همه‌جا اين‌كار خلاف شرع را ترك كردند . فقط تركها بودند كه براى اقامه اين عزادارى بدهات دوردست رفته و خود را به اين ثواب ( ؟ ) ميرساندند و فعلا در آذربايجان و جاهاى ديگر ، لامحاله در شهرها اين عزادارى متروك شده است . « 1 » در دوره‌هاى بعد از اين تاريخ بود كه روضه‌خوانى كسب خاصى شد و همه‌جور مردم حتى اشخاص بيسواد بىآواز وارد اين كار شدند . عدهء روضه‌خوان در شهر تهران بهزار و دو هزار رسيد و هر بيسوادى با بسر بستن يكى دو سه ذرع پارچه سفيد و سياه وارد اين شغل شد . چون سرمايهء صوتى نبود كه ذاكر شوند ، واعظ ميشدند و هر رطب و يابسى بدهنشان ميرسيد ، بالاى منبر بر زبان ميآوردند . اينوقت بود كه كتاب ملا آقاى دربندى و جوهرى اساس روضه‌خوانى شد . بعضى طبيعت‌ها كه مطلقا در هر كار باغراق ميگرايند ، نيز پيدا شدند و بحدس و قياس ساز و برگهائى براى اخبار وقعهء طف تراشيدند و بعنوان « زبان حال » گفته‌هاى ناروا بامامها و خانوادهء رسالت نسبت داده شد . از طرف ديگر ، اعيان و رجال مملكت هم روضه‌خوانى را وسيلهء تظاهر و تجمل قرار داده روى دست همديگر بلند شدند « 2 » . كم‌كم جنبه‌هاى معنوى و عزادارى اين مجالس از بين رفت و روضه‌خوانى براى اعيان وسيلهء ديد و بازديد و براى توده وسيلهء سرگرمى شد . روضه‌خوانها پاپى ارشاد مردم به راه حق نبوده ، هركس صداى نعره‌زنها را بيشتر درميآورد معروفتر ميشد . صاحب مجلسها هم براى اينكه جمعيت زيادترى بمجلس خود جلب كنند پاپى منظور اصلى نبوده بيشتر بفروع ميپرداختند ، حتى بعضى براى جلب عدهء بيشتر ، شاهى سفيد و پنجشاهى و دهشاهى هم بمردم ميدادند . اين رويه تا آخر سلطنت مظفر الدين شاه روزبروز در ترقى بود .

سينه‌زنى و دسته‌گردانى

يكى از عزاداريهاى تودهء مردم ، بخصوص داشها ، سينه‌زنى بود ! كه عده‌اى از اهل هر محل در تكيه يا ميدان سر محله جمع شده يكى نوحه‌خوانى ميكرد و باقى بنواى نوحه‌خوان سينه ميزدند . اصل اين عزادارى از عرب باسلام و ايران آمده است و پادشاهان شيعى
هامش
( 1 ) - در امسال ( 1337 ) در ماه محرم شنيدم باز شاخسينى به راه انداخته‌اند و خيلى از علماى مقيم مركز تعجب كردم كه چطور از اين فعل حرام بيّن منعى نكرده و از شهربانى و دولت نخواسته‌اند كه از اين خلاف شرع جلوگيرى كند . ( 2 ) - « روى دست هم يا كسى بلند شدن » كنايه از رقابت كردن با يكديگر و تظاهر در تجمل و نمايش دادن است .