و با اين ذكر ، اشخاص بلندبانك و ميانتهى را تنبيه ميكردند . اى كاش جماعتى بودند كه امروز هم از اين دستهها راه ميانداختند تا اشخاص ميانخالى و پرآوازههاى اين دوره را تنبيه ميكردند .
تعزيهدارى
از ايامى كه ما هميشه براى رسيدن آن ، روز ميشمرديم ماه محرم بود . از بيستم ذى الحجه مقدمات روضهخوانى در منزل ما شروع ميشد ، كربلائى شكر اللّه از بالاخانهء طويلهء سرخانه كه تازه مبدل بآشپزخانه شده بود با كمك چند نفر فراش پنج تخته چادر روضهخوانى را به بام جنوبى بيرونى بزرگ كه عريضتر از بام غربى بود ، نقل و آنها را باز كرده ، چادردوز با يكى دو سه توپ كرباس ميآمد و پارگيهائى كه يكسال پيرى و استعمال در آنها ايجاد كرده بود ، تعمير و كسرى طنابها خريدارى و از روز 27 ذيحجه دو عدد ديرك كه طول مدت زندگانى شكافهائى در آنها ايجاد كرده بود ، از پاى ديوار بام جنوبى بحياط نقل و به ديوار بناى سمت مغرب تكيه داده ميشد . سپس قطعات چادر را هم به بام همين بنا منتقل و در آنجا با قفل و بند بهم متصل نموده روز 29 ماه اين پنج تخته را بديركها نصب ميكردند و طنابهاى آن به بام سمت مشرق كشيده ميشد و باقى نوكرها هم آمده هريك سر طنابى را در دست گرفته ، منتظر فرمان كربلائى شكر اللّه ميشدند . او هم همين كه باقى كارها از قبيل شل و سفت كردن طنابهاى طرف مغرب و فيلگوشها « 1 » را تمام ميكرد ، با فرمان « يا على » كه همگى آن را تكرار ميكردند چادر سرپا شده و از همه طرف طنابهاى آن را مىبستند .
بعد ، از زيرزمين اندرون فرشهاى نمد و قالى ميآوردند و نصف بيشتر حياط را فرش ميكردند . اسباب چاى و قهوه و قليان آنچه از سال قبل باقيمانده بود ميآوردند و هرقدر كسر داشت خريدارى ميشد . منبر چوبى قديمى با روپوش سياه كه روى آن يك شال خليل - خانى افكنده و در عرشهء آن دشك و پشتى گذاشته ميشد ، جلو حوض به ديوار بناى غربى تكيه ميداد . دوروور اين منبر و خرندهاى مجاور ، جاى نشستن زنها و روبروى منبر و خرند طرف مقابل ، بمردها تخصيص داشت و تالار هفتدهنهء سمت شمال براى اعيان بود . اطاقهاى سهقسمتى مقابل آن ، كه در سمت جنوب واقع بود ، بجوانهاى خانواده و رفقاى برادرم آقا ميرزا رضا تعلق داشت . اطاق شمال حياط كوچك و ايوان رو بحياط بزرگ كه پردهء زنبورى جلو آن كشيده بودند ، بمناسبت درى كه از ايوان به سمت اندرون داشت ، مخصوص خانمهاى خانواده و دوستان مادرم بود .
هامش
( 1 ) - فيلگوش اصطلاح فراشى و عبارت از چهار طناب جاندارترى است كه به چهار گوشهء چادر ميبندند . دوتاى آنها كه قبل از بلند شدن چادر البته بايد بسته باشد اگر بلند و كوتاهى داشته باشد ، سبب خواهد شد كه ديرك يا ديركهاى وسط عمودى نايسد . شل و سفت كردن و انگارهء بلند و كوتاهى اين دو فيلگوش را در دست داشتن ، يكى از باريكترين و حساسترين كارهاى فراشى و چادرزنى است . همچنين است ساير طنابهاى سمت خوابيدهء چادر كه آنها هم بايد قبلا بسته و رعايت شل و سفتى آنها و اندازهء لازم را در آنها رعايت كرده باشند .